×

مدتی قبل، رویداد الف‌تا با شعار حمایت و به اشتراک‌گذاری ایده‌ها و تجارب تحول‌آفرین مدرسه‌ای در تهران برگزار شد. در میان گروه‌های شرکت‌کننده، تیمی از دبیرستان استعدادهای درخشان زنده‌یاد کردی شهر برازجان حضور داشت؛ گروهی از معلمان که کوشیدند ظرفیت مدارس و دانش‌آموزان را برای حل مسائل و مشکلات شهر خود به‌کار گیرند.

از دل همین تجربه، احمد باقری، مدیر دبیرستان، الگویی تازه را روایت می‌کند؛ الگویی که مدرسه را از نهادی صرفاً آموزشی به کانونی برای حل مسائل اجتماعی و زیست‌محیطی بدل کرده است. او و همکارانش با راه‌اندازی باشگاه آب و سپس جمعه‌های آبخیزداری، دانش‌آموزان و خانواده‌ها را به میدان آوردند تا بحران‌های کم‌آبی، فرونشست و سیلاب را با مشارکت مردمی و فرهنگ‌سازی هدفمند مدیریت کنند. او معتقد است مدرسه باید هویت‌ساز باشد؛ جایی که معلمان و دانش‌آموزان بازیگر فعال در حل مسائل جامعه باشند. تجربهٔ برازجان نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از ظرفیت آموزش‌وپرورش برای مطالبه‌گری، مسئله‌محوری و مشارکت اجتماعی بهره گرفت و الگویی الهام‌بخش برای دیگر شهرهای کشور ارائه داد.

محیط‌زیست در روایت رسمی انقلاب اسلامی همواره در حاشیه مانده است؛ گویی دغدغه‌ای فرعی در برابر سیاست و اقتصاد است. مرور تاریخ اما نشان می‌دهد که از اشغال ایران در ۱۳۲۰ و کودتای ۲۸ مرداد تا انقلاب سفید و قیام ۱۵ خرداد، مسئلۀ سرزمین و منابع طبیعی در متن اعتراض‌ها و اندیشه‌های امام خمینی (ره) حضور داشته است. چهار اصل قانون اساسی ۱۳۵۸ که به محیط‌زیست و منابع طبیعی اختصاص یافتند، گواهی روشن بر این جایگاه‌اند؛ جایگاهی که بعدها زیر سایۀ جنگ و سپس توسعهٔ تک‌بُعدی دههٔ هفتاد به حاشیه رانده شد. برای واکاوی این تاریخ و فهم نسبت امروز ما با آن، با یوسف مرادی، کنشگر محیط‌زیست گفت‌وگو کرده‌ایم؛ کسی که سال‌ها است در خط مقدم نقد سیاست‌های تخریب‌گر منابع طبیعی ایستاده و از «عدالت زیستی» به‌عنوان مفهومی بدیل در برابر گفتمان‌های مسلط سخن می‌گوید. او در این مصاحبه نشان می‌دهد که چگونه قوانین به‌جامانده از انقلاب سفید هنوز بر سرزمین ما حکمرانی می‌کند، چرا انقلابیون پس از جنگ از دغدغه‌های زیست‌محیطی فاصله گرفتند و چگونه مافیای آب و صنایع آب‌بر، قدرت سرزمینی ایران را به نابودی کشانده‌اند. او معتقد است که مسئلۀ محیط‌زیست نه یک موضوع فانتزی، بلکه بنیان امنیت ملی و اجتماعی کشور است؛ همان‌گونه که رهبر انقلاب نیز در سیاست‌های کلی محیط‌زیست بر آن تأکید کرده‌اند.

یادداشت بررسی نگاه رهبران انقلاب به مقولۀ مدیریت منابع آب و محیط‌زیست تلاش می‌کند تا با نگاهی تحلیلی و مستند، جایگاه این موضوعات را در منظومهٔ فکری و مدیریتی امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب(مدظله) واکاوی کند. نویسنده با تفکیک دو شأن گفتمانی و مدیریتی، نشان می‌دهد که مسئلهٔ آب و محیط‌زیست نه‌تنها در سطح اجرایی، بلکه در سطح گفتمانی و ارزشی انقلاب اسلامی نیز جایگاهی بنیادین دارد. از تأکید امام بر خودکفایی کشاورزی به‌مثابه مقدمهٔ استقلال، تا هشدارهای رهبر انقلاب دربارهٔ اسراف منابع و تخریب محیط‌زیست، این یادداشت تصویری روشن از پیوستگی میان عدالت، جمهوریت و حفاظت از منابع طبیعی ارائه می‌دهد. همچنین با مرور سیاست‌های کلی نظام در حوزهٔ آب، محیط‌زیست و منابع طبیعی، نشان داده می‌شود که رهبران انقلاب، نه‌تنها در مقام تبیین، بلکه در مقام سیاست‌گذار کلان نیز به این حوزه توجهی راهبردی داشته‌اند. این متن، دعوتی است به بازنگری در سیاست‌گذاری‌های زیست‌محیطی کشور، با تکیه بر اصول انقلاب و ضرورت ارزیابی عملکرد نهادهای نظارتی.

رنگو، انیمیشنی آمریکایی به کارگردانی گور وربینسکی، در سال ۲۰۱۱ ساخته شد و جایزۀ اسکار بهترین انیمیشن سال را از آن خود کرد. هرچند بررسی فنی این اثر از ژانر و میزانسن تا حرکت دوربین، نیازمند رجوع به کارشناسان سینماست، این یادداشت تلاش می‌کند تا از منظر سیاست‌گذاری منابع آب، به تحلیل محتوا، سیر داستان، شخصیت‌ها و نمادهای آن بپردازد. نویسنده با نگاهی فرامتنی، نشان می‌دهد که چگونه بحران کم‌آبی در شهر رنگو، نه حاصل خشکسالی طبیعی، بلکه محصول یک اقتصاد سیاسی بحران‌ساز است که در آن شهردار با کنترل آب، زمین را ارزان می‌خرد، مردم را به مهاجرت وادار می‌کند و از دل بحران، کاسبی خود را سامان می‌دهد.

در این روایت، آب به کالایی چندوجهی بدل می‌شود؛ اقتصادی، امنیتی، معنوی و هویتی. رنگو، قهرمانی تصادفی، در برابر این نظم ناعادلانه می‌ایستد و با افشای فساد، مسیر بازسازی امید را هموار می‌کند. اما در سوی دیگر، جامعه‌ای منفعل، بی‌پرسش و غیرمسئول، به‌جای مقابله با فساد، آن را بازتولید می‌کند. این یادداشت، نقدی است بر فهم غلط از توسعه؛ توسعه‌ای که نه از دل مردم، بلکه از دل بحران و مشکلات فرهنگ عمومی و اقتصاد سیاسی ناعادلانه شکل می‌گیرد.

بحران آب در ایران تنها ناشی از کمبود منابع یا تغییر اقلیم نیست؛ بخش مهمی از آن ریشه در تعارضات نهادی و ساختاری دارد. دکتر سجاد انتشاری، پژوهشگر مدیریت منابع آب و فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی اصفهان و دلفت هلند، در این گفت‌وگو نشان می‌دهد که چگونه اختلاف میان وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مسئول، نبود شفافیت داده‌ها، فقدان فرایندمحوری و مسئولیت‌گریزی دستگاه‌ها، حکمرانی آب را به بن‌بست کشانده است. او معتقد است تا زمانی که نقش‌ها و وظایف به‌روشنی تفکیک نشود و اصول حکمرانی خوب، از شفافیت و پاسخ‌گویی تا حاکمیت قانون  در عمل پیاده نگردد، هر تصمیمی در حوزۀ آب به نزاعی بی‌پایان میان دستگاه‌ها بدل خواهد شد. بررسی او از حوضهٔ زاینده‌رود نیز نشان می‌دهد که توسعۀ نامتوازن و بارگذاری‌های فراتر از ظرفیت، ریشۀ اصلی بحران این رودخانه است؛ بحرانی که اگر در داخل کشور حل نشود، امیدی به حل مسائل پیچیده‌تر آب‌های مرزی نیز نخواهد بود.

بحران آب در ایران دیگر یک مسئله صرفاً فنی یا مهندسی نیست؛ بلکه به تعبیر دکتر میان‌آبادی، استادیار مدیریت منابع آب دانشگاه تربیت مدرس، مسئله‌ای ژئوپلیتیک، امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و حتی هویتی است. او که سال‌ها است در حوزۀ حکمرانی و سیاست‌گذاری آب پژوهش و تدریس می‌کند، در این گفتار نشان می‌دهد که چرا باید ریشۀ بحران آب را در فقدان درک درست از مسئله جست‌وجو کرد. او تأکید می‌کند که ایران با پانزده همسایه و پنج‌ششم حوضه‌های آبریز فرامرزی، نمی‌تواند با نگاه تک‌بعدی مهندسی یا صرفاً اقتصادی به آب بنگرد. او آب را نه کالا و نه صرفاً یک حق بشری، بلکه عنصری هویت‌ساز می‌داند که ارزش اجتماعی و تاریخی آن فراتر از محاسبات اقتصادی است. از نگاه او، سیاست‌گذاری‌های تقلیدی، تعارض منافع، نبود شفافیت و فقدان شاخص‌های عدالت آبی، کشور را به نقطه‌ای رسانده که هر پروژۀ انتقال یا سدسازی، مقصد را تشنه‌تر و جامعه را ناآرام‌تر می‌کند. به باور او، تا زمانی که دانشگاه و نظام حکمرانی، فلسفه و عدالت آبی را به رسمیت نشناسد، بحران آب همچون گلوله برفی در سراشیبی، هر روز بزرگ‌تر خواهد شد.

Powered by TayaCMS