مقاومت چگونه ممکن خواهد شد؟
محسن قنبریان
از جمله مهمترین عواملی که بر کیفیت پیوندهای اجتماعی در جوامع تأثیر میگذارد، شیوههای مختلف حکومتداری است. بهطورکلی، میتوان رابطۀ مردم و حکومت را در سه صورت کلی خلاصه کرد:
صورت اول، «دولت-مارکت» است که در آن، دولت برآمده از بازار و در خدمت آن است و مردم در آن بهعنوان مصرفکننده تعریف میشوند. در چنین جامعهای، خدمات عمومی مانند بهداشت نیز به کالا تبدیل میشود.
صورت دوم، دولت مستبد است که در آن، حکومت برآمده از اراده عمومی نیست و مردم در آن به تماشاگرانی منفعل تبدیل میشوند. در این جوامع، مسئله حکومت لزوماً مسئله مردم نیست. آنچه در عراقِ صدام و لیبی قذافی دیده شد نمونهای از این قبیل بود.
اما صورت سوم، نظام امت-امامت است. در این نظام، مشروعیت حکومت، حتی اگر از جانب خداوند باشد، منوط به رضایت عمومی است. این اصل، ریشه در سنت شیعی دارد؛ چنانکه در نامه شیعیان کوفه به امام حسین علیهالسلام و نیز در سخنان مسلم بن عقیل، نبود رضایت عمومی بهعنوان یکی از علل عدم مشروعیت حکومت بنیامیه ذکر شده است. در چنین جامعهای حاکم «ولی»، یعنی پیوسته به مردم و یکی از جنس خودشان، است. بنابراین در اینجا دوگانه حاکم-مردم از میان میرود. ازهمینرو، دیگر مفاهیمی مانند مردم-دولت یا دولت-ملت تعابیر رسایی نخواهند بود. در این فضا است که میتوان از «مردم» به معنای واقعی کلمه سخن گفت. آنچنان که امیرالمؤمنین علیهالسلام در عهدنامه مالک اشتر میفرماید: «انما عماد الدین و جماع المسلمین و العده للاعداء، العامه من الامه»؛ یعنی جمهور و عموم مردم هم عمود دین (در ساحت اجتماعی) هستند و هم امکان مقابله با دشمن و هم محل پیوند و یگانگی مسلمین.
در این نظام مطلوب، کف و سقف پیوند اجتماعی با دو مفهوم «تبری» و «تولی» مشخص میشود. کف این پیوند، هنگامی است که مردم در مقابل یک دشمن مشترک خارجی، با حکومت خود همجبهه میشوند و «نه» مشترکی را شکل میدهند. این همان مفهوم «تبری» یا بیزاری از دشمن است. اما سقف این پیوند زمانی است که این همجبهگی، تنها به یک «نه» مشترک محدود نماند و به یک «آری» مشترک و فعال برای تحقق آرمانهای خود تبدیل شود. اینجاست که مفهوم «تولی» و پیوند با همدیگر و با حاکم در سطحی بالاتر محقق میگردد. برای رسیدن به این سقف، رضایت اجمالی از حکومت کافی نیست، بلکه اتفاق نظر و مشارکت حداکثری مردم در تعیین سرنوشت و تحقق آرمانهایی مانند عدالت، آزادی و پیشرفت ضروری است. در این سقف، بهمعنای دقیق کلمه، نظام امت-امامت شکل میگیرد. دفاع مقدس هشتساله، نمونهای از سقف این نظام است که در آن، رضایت از حکومت و تبری از دشمن، حماسههایی بینظیر آفرید.
***
برای فهم بهتر نتایج پیوند یادشده در وضعیت جنگی، میتوان آن را بهگونهای دیگر تعبیر کرد.
میتوان این پیوند را به رابطه روح و بدن تشبیه کرد. بهعبارتی، پیوند مردم باهم و با حکومت، ساخت حقیقی و روح جامعه را تشکیل میدهد و نهادها، سازمانها و تشکیلات آن، همگی ساخت حقوقی و بدن جامعه را تشکیل میدهد. در جنگ، این ساخت حقیقی دو اثر برجسته دارد:
نخست آنکه بهتعبیر امیرالمومنین علیهالسلام در عهدنامه مالک، مردم تنها «عِدّه» یا عدد و نفرات نیستند، بلکه «عُدّه» هستند؛ یعنی استعدادها، ظرفیتها و امکانهایی هستند که میتوانند در مقابل دشمن برای حفظ کشور و حکومت خود پایداری کنند.
این موضوع، بهویژه وقتی تهاجم به صورت جنگ اجتماعی درمیآید، وسعت بیشتری مییابد و مقاومت و دفاع اجتماعی را خلق میکند؛ طوری که مردم در بیشکلی و سیالیت خود همه رخنهها و نیازها را پر و همه ظرفیتها و فرصتها را بالفعل میکنند.
برای مثال، وقتی طرح جنگی دشمن ارعاب و خالی کردن شهر میشود، مردم با حضور فعال خود در خیابانها آن را خنثی میکنند، با جاسوسها و ایادی دشمن مواجهه اطلاعاتی و عملیاتی دارند و ایستبازرسیهای محلی برقرار میکند. این مقاومت مردمپایه کلیشهای و تکسایز نیست، بلکه متنوع، هوشمند و سلولی است؛ یعنی آحاد مردم به فراخور توان و استعداد خود، رخنههای پیرامون خود را بهبهترین شکل پُر میکنند. مقاومت غزه مثال عالی آن است که حتی بدون حکومت مرکزی و سازمان دولتی، در پیوند مردم با هم شکل گرفته است: از تولید محتوا زیر بمباران برای امیدبانی و رساندن صدای مظلومیت تا تعاون و دستگیری و همدردی از یکدیگر. امروز در ایران اسلامی نیز شاهد این جلوههای مردمی هستیم که در پیوند با حکومت مردمی اثری افزون هم یافته است.
دوم، آنکه پیوند مردم باهم و با حکومت که بهمثابه ساخت حقیقی و روح جامعه است، ساخت حقوقی یا بدن جامعه را «روئینتن» میسازد؛ زیرا این روح جامعه است که به پیکره توان ترمیم جراحات را میبخشد. به همین دلیل است که حتی اگر مفاصل و ارکان مهم نظام آسیب ببینند، بهسرعت جایگزین میشوند. تجربه سالهای آغازین جنگ تحمیلی و ترورهای گسترده، که با جایگزینی سریع مسئولان ترمیم شد، گواه این مدعاست. این ویژگی منحصربهفرد، تنها در نظام امت-امامت است که شکل میگیرد و تابآوری در برابر چنین ضربههایی را ممکن میسازد.
قرآن کریم به این رابطه در جامعه نبوی توجه دارد. در جنگ احد وقتی پیامبر -صلیالله علیه و آله- بهعنوان رهبر جامعه، مورد تهاجم واقع شد و شایعه کشته شدن او برخی را متشتت کرد، قرآن تشر میزند که: آیا اگر پیامبر مُرد یا کشته شد شما به پشت سر خود (یعنی دوران جاهلیت) باز میگردید؟ این یعنی که ایمان به ارکان اسلام که ساخت حقیقی جامعه را پدید آورده است، حتی با کشته شدن پیامبر هم میتواند روئینتنی کند! این مردم با آن پیوندها مانع از بههمریختگی و آشوب میشوند و حتی راس و رهبر جدید را طبق ضوابط دینی معلوم و معین میکنند و مسیر ایمانی و آرمانی خود را ادامه میدهند.
این ویژگی منحصربهفرد به این نحو متعالی جز در نظام امت-امامت شکل نمیگیرد. مردم ایران در سال 68 با رحلت امام خمینی آن را تجربه کردند. حزبالله لبنان در جریان ترور دبیر کل خود در جنگ با اسرائیل آن را تجربه کرد. و امروز نیز بار دیگر مردم ایران با شهادت امام خامنهای با سربلندی این تجربه را از سر گذراند. آنچه در این روئینتنی مهم است، مردم و پیوندهای طولی و عرضی (باهم و با حکومت مشروع خود) است و این است که نقطه اوج مقاومت مردمپایه را میسازد.
متن کامل این یادداشت در شمارۀ 10 فصلنامه نامۀ جمهور در بهار 1404 منتشر شده است.