ضرورت دولت قوی و پرهیز از کوچکسازی دولت در ایران
محمدصادق کربلاییزاده؛ دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران
مقدمه
سیاست کوچکسازی دولت در ایران یکی از موضوعات مورد تاکید در دهههای اخیر بوده است. این سیاست با ادعای افزایش کارایی و کاهش هزینههای دولتی و مشارکت بیشتر بخش خصوصی پیرو ایده دولت حداقلی مطرح میشود. منظور از کوچکسازی کاهش تعداد کارمندان، کاستن از وسعت دخالت دولت در امور اقتصادی و واگذاری مالکیتهای دولت است. این امر در ادوار مختلف از جمله محورهای برنامههای توسعه و سیاستگذاری در کشور بوده است. اما فارغ از نقدهای کلی وارد به آن، باید دید این ایده در شرایط بحران و جنگ چه پیامدهایی میتواند داشته باشد.
ایده کوچکسازی دولت از اواخر دهه 1970 در واکنش به ناکارآمدیهای دولت و کسری بودجه و بحرانهای مالی در کشورهای انگلیس و آمریکا شکل گرفت. روی کار آمدن دولتهای تاچر در انگلیس و ریگان در آمریکا با رویکرد نولیبرال و قائل به دولت حداقلی موجب ترویج این افکار و گسترش آن به دیگر کشورها شد. این الگو سعی میکرد بهجای پیروی از نسخه کینز مبنی بر نقشآفرینی مهم و تعیینکننده دولت در اقتصاد، با نفی مداخله دولت در بازار، تا جای ممکن گستره اختیارات و مسئولیتهای دولت را محدود و کوچک سازد. این ایده در حوزه اقتصاد با شخصیتهایی همچون میزس، هایک و فریدمن (پایه گذار مکتب شیکاگو) شناخته میشود. برخی اصول این دیدگاه عبارتند از کوچکسازی و کاهش اندازه و قلمرو دولت، کاربرد اصول مدیریت بازرگانی برای دولت، بروکراسیزدایی و تاکید بر نتایج بهجای فرایندها، تمرکززدایی و واگذاری تصمیمات به گیرندگان خدمات و نیز خصوصیسازی.
بااینحال، امروزه ایده دولت حداقلی، بهویژه در زمان رویارویی با بحرانهایی مانند اپیدمیها، بلایای طبیعی، جنگ و... مورد چالش جدی قرار گرفته و توجهها به ضرورت وجود دولتی قوی برای کنترل بر اوضاع جلب شده است. منظور از دولت قوی، دولتی است که بهلحاظ ساختاری و عملکردی توانمندی بالایی در دستیابی به اهداف عمومی، تأمین نیازهای اجتماعی و مدیریت بحرانها دارد. چنین دولتی معمولاً دارای نهادهای نیرومند، عملکرد مؤثر در سیاستگذاری و اجرای درست قوانین و مقررات است. دولت قوی در شرایط بحران قادر به اتخاذ تصمیمات فوری برای کنترل اوضاع است و میتواند به سرعت منابع مالی و انسانی را بسیج کند. باتوجه به نیاز به هماهنگی بین نهادهای مختلف در مواقع بحران ساختار دولت قوی قادر است بهرهبرداری مؤثری از تمام ظرفیتها به عمل آورد و اقدامات مناسب را در سطوح مختلف انجام دهد. مضاف بر اینکه ارتباط و اعتماد خوبی با مردم دارد که در چنین شرایطی ضروری است. در مقابل دولت ضعیف در مواقع بحران با تعلل در تصمیمگیری، ضعف در تامین منابع و زیرساختهای لازم و بیاعتمادی مردم روبرو است.
مغالطه کارآمدی دولت کوچک
دولت کوچک بهمعنای توزیع بخش کمتری از درآمد عمومی و دخالت کمتر دولت و بروکراسی دولتی در امور کشور است. دولت حداقلی، به وضعیتی اشاره دارد که در آن نقش دولت در امور اقتصادی به حداقل میرسد. طبق این دیدگاه نولیبرالی، بازار بهطور خودجوش و کارآمدی مسائل اقتصادی و اجتماعی را حل میکند و دولت باید از دخالت در این فرآیندها پرهیز کند. این مفهوم به کاهش هزینههای دولتی و خصوصیسازی خدمات عمومی نیز تأکید دارد. دولتهای حداقلی معمولاً با تمایل به کاهش هزینهها، به کاهش سرمایهگذاری در بخشهای حیاتی مانند بهداشت، آموزش، زیرساختهای عمرانی و نظام رفاهی رو میآورند. ازاینرو، با تمرکز بر منافع اقتصادی، موجب نادیده گرفتن نیازهای اجتماعی و عمومی میشوند. در نتیجه زیرساختهای عمومی در این دولتها از کیفیت لازم برخوردار نیستند. درحالیکه در شرایط بحران، خدمات عمومی و زیرساختها برای پاسخگویی فوری ضروری است و فقدانش جامعه را در برابر بحران آسیبپذیرتر میکند. مسئله دیگر کاهش توان مدیریتی دولت در مواجهه با بحران است. زمانی که دست دولت با واگذاریها از قلمروهای مختلف کوتاه و از نظر نیروی انسانی، منابع مالی و ظرفیتهای نهادی تضعیف میشود، قدرت واکنش سریع و مناسب نسبت به بحرانها به شدت کاهش مییابد.
مسئله مهم دیگر، کاهش نقش نظارتی و تنظیمگری دولت است. در شرایط بحران، نظارت دقیق بر بازارها، حفظ ثبات اقتصادی و جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی، نیازمند دولتی قوی و کارآمد است. کوچکسازی بیش از حد، این توان نظارتی و کنترل بر اوضاع را به شدت کاهش میدهد و میتواند منجر به بیثباتی اقتصادی و اجتماعی شود. علاوه بر این، در شرایط بحران ممکن است بسیاری از اقشار دچار آسیب شوند، اما دولتهای کوچک فاقد ابزارهای لازم برای حمایت از اقشار آسیبپذیر و تنظیم بازار هستند. بهعلاوه مقابله و مدیریت بحران نیازمند زیرساختهای قوی دولتی است که دولت کوچک فاقد آن است. تجربههایی مانند پاندمی کرونا آسیبپذیری کشورهای دارای دولتهای ضعیف را در برابر الگوی مقابل بهوضوح نشان میدهد. در طرف مقابل، دولت بزرگ بهمعنای فعالیت بیشتر دولت و توزیع سهم بیشتری از درآمد از طریق بودجه دولتی است که با نهادهای رسمی دارای قابلیت و اختیارات کافی، میتواند در شرایط بحرانی به تعادل اقتصادی و اجتماعی کمک کنند.
بااینحال، بخشی از مشاجره درباره دولت کوچک یا بزرگ بیش از آنکه به نقش دولت مربوط باشد، به سردرگمی و مغالطه بین مفاهیم برمیگردد. بهعبارتی غلبه ایدئولوژی نولیبرال بر فضای اذهان باعث شده تا اغلب دولت بزرگ بهمعنای دولت ناکارآمد و دولت کوچک بهمعنای دولت کارآمد مفروض گرفته شود. درحالیکه بهطورکلی و بهویژه در شرایط بحران، لازم است دولت بهقدری قوی باشد تا بتواند همچنان نقش جدی خود را ایفا کند. بهعلاوه، انتظار معجزه کارآیی و چابکی آنی با کوچکسازی دولت نیز بسیار سادهاندیشانه است؛ چراکه این هدف اساسا امری بلندمدت است و در کوتاهمدت حتی میتواند اثر عکس داشته باشد. بهعلاوه تمهیدات لازم برای آن نیازمند صرف بودجه و بکارگیری نیروی متخصص است که اغلب این وجه ایجابی آن نادیده گرفته میشود.
منابع:
حقﺷﻨﺎس گرگابی، محمد؛ ابراهیم بیگی، ادرﻳﺲ و ﺣﺪادي دوزﻳﻦ، ﺟﻮاد. (1400). واکاوی تجارب کوچکسازی دولت در ایران. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ دوﻟﺘﻲ، 13(2)،184-211.
حقشناس گرگابی, محمد , ابراهیم بیگی, ادریس و حدادی دوزین, جواد . (1400). واکاوی تجارب کوچکسازی دولت در ایران. مدیریت دولتی, 13(2), 184-211.
کاویانی, حسن و غفرانی, فهیمه . (1403). تحلیل و بررسی مسئله اندازه دولت در ایران. (19866). ماهنامه گزارش های کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی, 32(4),
کاویانی, حسن و غفرانی, فهیمه . (1402). بررسی لایحه برنامه هفتم توسعه (34): فصل 23؛ احکام ارتقای نظام اداری. (19101). ماهنامه گزارش های کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی, 31(4), 19101
خسروی, بیان. (1400). چابک سازی دولت از منظر اصلاح نظام اداری ایران: تمایز چابک سازی و کوچک سازی. (17879). گزارش کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی.
لایحه بودجه سال1404کل کشور. (1403). سازمان برنامه و بودجه.
معماریان، محمدحسین. (1403). بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1404 کل کشور (5): درآمدها و اعتبارات استانی در لایحه بودجه (ویرایش اول). . (20406). گزارش کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی.