اکبر محمدی
الف – رخداد جنگ و بعثت مردم
وضعیت سیاسی معاصر با مبدل کردن میدان سیاست به ماشین محاسبه پذیر و ریاضیاتی، امکان هر نو سیاست مردمی را فرو بسته است. منطق صوری نمایندگی (representation)در قالب احزاب سیاسی خود به امری کاملا مستقل و منفک از حیات اجتماعی مبدل شده است به نحوی که پارلمان ها و سیستم های مختلف نمایندگی به رویه های مشروع سازی الیگارش ها تبدیل شده اند. در ده ههای اخیر وضعیت سیاسی معاصر حتی به واسطه منطق صوری نمایندگی نیز تعین نمی یابد بلکه نیروهای بیرونی همچون بازار و منطق سرمایه هر آن تصمیم سیاسی را به گزینش های ماشینی عرضه و تقاضا وانهاده اند. ایران نیز از چنین فرایندی مسثنی نبوده است؛ اندک زمانی پس از انقلاب اسلامی نهادهای مردمی با ادغام در بروکراسی دولتی و مبدل شدن به بخشی از ساختار وزارت خانه ای، تمامی امکان های خود برای حضور نهادمند مردم در عرصه سیاست را از دست دادند.
حضور مردم در سیاست با دو مولفه شناخته میشد یک منطق نمایندگی و رای دهی و دیگری حضور مردم در خیابان ها، حتی حضور مردم در خیابان ها نیز به واسطه نهادهای دولتی همچون سازمان هماهنگی تبلیغات اسلامی به کارناوال هایی عاری از شور و تب و تاب انقلابی مبدل شد. اگرچه بروکراسی به حذف و طرد نهادهای انقلابی اقدام کرد اما روح انقلابی همواره در ایران به نحو شبح گونه حضور داشت و سایه آن همواره بر سر بروکراسی سنگینی میکرد.
روح انقلابی همچون ققنوسی درآسمان ایران همواره در پرواز بوده است اما فقط در رخدادها ققنوس بال و پری دوباره می یابد و خود را آشکار می سازد. جنگ رخداد بیرونی از نظم روزمره امور است که کلیه روندها و ساختارهای پیشینی را معلق میکند. دستگاه ریاضیاتی و ماشین تصمیم گیری دولت تنها با الگوریتم های از پیش موجود کارایی می یابند. رخداد یک امر همگانی و همه گیر است وبا رخ دادن تمامی مناسبات، احوالات و رویه ها را دگرگون می سازد به همین جهت الگوریتم های از پیش موجود توانایی کارآمدی در زمانه رخداد را ندارند. اداره ها و سازمان هایی که بر مبنای چارت سازمانی و الگویتم ها می اندیشند عملا به موجودیتی فشل و بی مصرف مبدل خواهند شد. در موقعیت رخداد که با سازمان ها و بروکراسی دولتی مواجه هستیم با دو امکان در پیش روی خود مواجه خواهیم بود: یکی انباشت مسائل و مشکلات و در نهایت شکست حتمی در میدان نبرد و دومی بازیابی سیاسی مردمی و حل مسائل به واسطه نهادهای اجتماعی.
عنصر محوری و توضیح دهنده جنگ ها همواره خشونت بوده است و معرف خشونت نیز ابزارها، تکنولوژی و امور فنی اعمال خشونت هستند. قدرت تنها نیرویی است که توانایی مقابله با خشونت را در خود دارد. قدرت، دیگ جوشانی از مردم است که در شبکه هایی بر اساس غایاتی مشخص در همکاری با یک دیگر بر سازنده گرمایی جوشان از اراده ورزی اند. قدرت امری مردمی و مربوط به اراده همگانی است به همین جهت هیچ گاه، هیچ تکنولوژی و سازمان رزمی توانایی غلبه بر نیروی مردمی را ندارد. با رخداد جنگ و ظهور ققنوسی اراده مردمی در ایران، جنگ ماهیتی همچون انقلاب به خود گرفته است. ویژگی اساسی انقلاب ها، همبستگی عمومی، اراده ورزی عمومی در جهت غایت مشترک است. در انقلاب ها همبستگی عمومی از مسیر فداکاری، بخشش و قربانی کردن خویشتن محقق می گردد. شمایلی که در جنگ رمضان مشاهده می کنیم دارای چنین ویژگی هایی هستند. مردم علارغم ترس، واهمه و اضطراب برای آینده می جنگند. در هر روز شاهد ابتکار عمل های و خلق و زایش گری های جددی در عمل جمعی هستیم. روح ایرانی در مواجه با جنگ را می توانیم در مشت های گره کرده زنان و مردانی دید که در مسیر راهپیمایی و با وجود برخورد بمب و موشک بدون ترس حتی یک قدم نایستادند بلکه محکم و استوار و با صلابت بر بانگ نیایش سرود می خواندند. بازگشت ققنوس وار روح انقلابی را در کار جهادی آوار برداری، خدمت به مجروحین، پخش ارزاق و همیاری های مردمی در مواجه با جنگ می توانیم مشاهده کنیم. به ظهور رسیدن مردم در جنگ همان بعثت مردم است که پیش از جنگ بدان بشارت داده شده بود.
بعثت مردم بدون ظهور نبی و رهبری کاریزماتیک چگونه رخ میدهد؟ این عمل را قربانیان و رهبر قربانی شده با خون خود به عمل آوردند. خون، مستحکم ترین پٌتکی است که می تواند لایه های رسوب یافته در نفس آدمی را برش داده و قلوب سخت و سفت آدمی را به نرمی مبدل کند. قربانی با رسوب برداری و رسوخ به قلوب انسانی و تحول و دگرگونی در این قلوب، آنها را به عمل فداکارنه دعوت می کند. فداکاری و محبت کارویژه دیگری است که به وسیله آن «خارها گل می شوند» و قلب های انسانی به وسیله محبت به یک دیگر متصل می گردد. این تحول در عرصه اجتماعی برای آنکه مبدل به قدرت بشود نیازمند نهادهای اجتماعی است که نیروی اجتماعی را در محیطی به کار اندازد و در صورت مصرف این نیرو سریعا توانایی باز احیای آن را داشته باشد.
ب- فضای عمومی و شبکه های اجتماعی لازمه تعاون و همکاری
آنچه امروز در خیابان های تهران و شهرهای مختلف ایران مشاهده میکنیم روحیه تعاون و همکاری است که باید در فضایی به عینیت مبدل شود. گرمای این روزهای خیابان برای تداوم نیازمند نحوی از نهادهای اجتماعی است که امکانی برای پایداری آنها ایجاد کند. اگرچه یکی از مهم ترین لوازم شکل گیری نهادهای اجتماعی یعنی نیروی اجتماعی با تب و تاب و گرمای آن وجود دارد اما شکل گیری نهادهای اجتماعی لوازم دیگری نیز دارند؛ ازجمله فضای عمومی و شبکه های اجتماعی. جهت شکل گیری نهادهای اجتماعی تعاونی محور هر فضای عمومی از خیابان، مدرسه، مسجد، دانشگاه،سرای محله و ... می تواند به عنوان فضایی در نظر گرفته شود که محل ظهور نمود های عمومی است. لازمه دیگر آن است که در محیط های عمومی شبکه هایی از مردم که از پیش وجود داشتند به فعالیت بپردازند. برای مثال در مدارس شبکه ای از دانش آموزان، معلمان، و اولیا وجود دارد که می تواند در وضعیت جنگی این شبکه به عنوان یک نهاد اجتماعی در نظر گرفته شود. دانشگاه ها مملو از شوراهای صنفی، انجمن های علمی،کانون های فرهنگی و انجمن های سیاسی هستند این به معنای وجود شبکه های از پیش موجود است. شبکه های اجتماعی از پیش موجود دارای منطق مشورتی و شورایی بوده و امکان هم آرایی نیروها را ممکن می کند. مساجد دارای شبکه های اجتماعی قدرتمندی در محلات هستند که می توان به واسطه شبکه مساجد امنیت محلی و حکمرانی محلی را به انجام رساند. سویه دیگر شبکه های اجتماعی را می توانیم در شبکه اجتماعی اصناف مشاهده کنیم. اصناف امکان بهره مندی از شبکه بازار محلی و توزیع ارزاق و مایحتاج مردمی را ممکن می کند.
تجربه سال 57 و سیاست محلی
تجربه انقلاب اسلامی و شکل گیری نهادهای انقلابی می تواند راهشگایی های برای امروز داشته باشد. نهادهای انقلابی همچون کمیته، جهاد سازندگی، سپاه ، کمیته امداد، نهضت سواد آموزی و... در راستای پاسخ به مسائل و مشکلات کشور صورت پذیرفت. تمامی نهادها برآمده از شبکه های از پیش موجود بودند، کمیته از ادغام نیروهای محلات و گروه های مسلح شکل گرفت. جهاد سازندگی را دانشجویانِ انجمن اسلامی تشکیل دادند و سپاه از درون مساجد، هیئت ها و دسته های رفاقتی جوان برون آمد. تمامی نهادهای انقلابی دارای ساختاری مشورتی، شورایی، افقی و عاری از سلسله مراتب سازمانی بودند. یکی از اساسی ترین ویژگی های تجربه نهادهای انقلابی سال 57 نحوی از سیاست لوکال و محلی بود که امکان چابکی و حل و فصل امور را ممکن می ساخت. نهادهای اجتماعی نوظهور توانایی فراگیری عام ندارند و تنها با کسب تجربه و ساخت خود از درون است که یک نهاد اجتماعی توانایی فراروی از محله را می یابد. دولت و بروکراسی رسمی، نهادهای اجتماعی را نباید به عنوان یک مزاحم در نظر بگیرد بلکه در شرایطی که بروکراسی رسمی توانایی انجام وظایف خویش را عهده دار نیست لازم است تا به تسهیل گری بپردازد و وظایف، امکانات و تجهیزات خود را به نهادهای مردمی واگذار کند.
بحران ها و نهاد های فراگیر مردمی
نهادهای مردمی در پاسخ به بحران هایی به ظهور می رسند که دولت و بروکراسی توانایی پاسخ به آنها را ندارد. بحران های فعلی یا بحران هایی که در آینده و با تشدید تنش شکل بگیرد هر کدام می تواند محیا کننده یک نهاد مردمی باشد اما ظهور هر نهاد مردمی، لازمه اش فضای عمومی است. تناسب عددی فضای عمومی و نهادهای تخصصی مردمی یکسان نیست پس لازمه پاسخ گویی به نیازها و رفع مسائل شکل گیری نهادهای عمومی فراگیر در فضاهای عمومی است بدین معنا مدارس، دانشگاه ها، مساجد و دیگر امکان عمومی وظایف محدود بر عهده نخواهند داشت بلکه هرفضای عمومی باید به منزله یک دولت محلی با فراگیری عام عمل کند و تمامی نیازها را در خود پوشش بدهد. اجازه دهید مسائلی را با یک دیگر مرور کنیم و نقش نهادهای اجتماعی را در فقدان سازوکارهای بروکراتیک بررسی کنیم.
یک از مهم ترین مسائل فعلی کشور و مشخصا شهر تهران فقدان کلانتری ها و امنیت عمومی شهر است. این مسئله باعث فشار زیادی به نیروهای امنیتی و استهلاک آنها شده است. نیروهای بسیج همچنان در حال هدف قرار گرفتن هستند. تنها با واگذاری امنیت محلات به محله و یاریگری و نفرگیری مجدد از درون محله است که امکان امنیت شهری پایدار می ماند. در این میان تفاوتی ندارد یک یا چند مدرسه یا مسجد محل می توانند مسئله امنیت مردمی را بر عهده بگیرند. لازم است به یاد بیاوریم که در سال 57 کمیته های انقلاب اسلامی از درون محلات شکل گرفت.
مسئله دیگر کشورویرانی هایی است که شبکه های مختلف انرژی و خدمات رسانی را مختل می کند. همچون شبکه برق، آب شیرین کن ها، گاز، پالایشگاه، نفت و یا شبکه های سایبری. دانشگاه ها، دانشجو ها ، اساتید و امکانات آزمایشگاه های دانشگاه ها می توانند موقعیت مناسبی برای ساخت و طراحی های تکنولوژیکی و فنی باشند. مورد دیگر ضعف پدافندی و راداری کشور است که پس ازجنگ دچار آسیب های جدی ای شده است این در حالی است که دانشگاه های کشور مملو از دانشجویان مخابرات، برق، مکانیک ، کامپیوتر و.. است که شبکه های منسجمی از این دانشجویان توانایی بازاحیای چرخه پدافندی کشور را دارند.
احتمالا با طولانی شدن جنگ، مسئله ارزاق، گرانی بازار و توزیع محصولات به یکی از مهم ترین مشکلات کشور تبدیل شود. با از دست رفتن سازوکارهای نظارتی دولت لازم است نقش و وظایف اصناف را به آنها بازگرداند و با اعتماد به اصناف مدیریت بازار را به آنها محول کرد. اصناف نیز بخشی از جامعه هستند و در صورتی که اصناف نه به عنوان تک گروه های اجتماعی بلکه به عنوان یک مجمع اصناف شناسایی شوند می توانند نقش کنترلی بازار را به عهده بگیرند.
می توانیم لیست بلند بالایی از نیازهای کشور اعم از فرهنگی و آموزشی تا آوار برداری، بازسازی و کمک به نیروهای امدادی را بررسی کنیم اما هرکدام از موارد اولا نیازمند تخصص ویژه و بررسی میدان است و دوما انکه در این متن قصد ما تعیین وظایف نیست بلکه بر لزوم نهادمند سازی اجتماعات مردمی تاکید شده است. نهادمند سازی اجتماعات مردمی کاروِزه دیگری نیز دارد و آن بازاحیای مداوم گرما و نیروی انقلابی گری است. برای آنک میل از ساحت منافع فردی عبور کند و منافع همگانی یا غایات عام را در نظر بگیرد نیاز است تا نیرویی همواره تذکر دهنده و تشویق کنند وجود داشته باشد تا کنش جمعی برای همگان صورت پذیرد. این مهم تنها در درون یک فرم می تواند تداوم یابد، فرمی که چرخه فداکاری را به اصل اساسی بقای خود مبدل سازد در این صورت با هر عمل فداکاری سوختی برای عمل دیگر مهیا میشود و نیرویی برای بازیابی مجدد نهاد ایجاد میشود. چرخه فداکاری چون همواره بر دیگری توجه دارد هیچ گاه درهایش بسته نخواهد شد و درون فرایند فرقه سازی نخواهد غلتید.