زایش کنش کارگری در ایران
میزگردی دربارۀ اعتراضات کارگران با حضورعلیرضا میرغفاری، امیرخراسانی و محمد خنیفر .
آقای خنیفر از شما شروع میکنیم. این روزها در هفتتپه چه خبر است؟ اعتراضاتی که در سالهای 13۹۶ و 1398 تا 1400 هم در هفتتپه ادامه داشت، برای دوسه سال، متوقف شد. در حال حاضر مسئلۀ شما چیست؟
محمد خنیفر: اعتراضات فعلی هفتتپه به گذشتۀ آن برمیگردد. همزمان با اینکه آقای پزشکیان رئیسجمهور شد، ترس این را داشتیم که اطرافیان حسن روحانی که سرکوبکنندۀ هفتتپه بودند، دوباره به مناصب خودشان برگردند. پیشبینیها درست از آب درآمد. پرسش اصلی این است که «چه باعث شد ما اعتراض کنیم؟» دقیقاً گزارش 41صفحهای خانم عالیپور بود که نگرانی ما را برانگیخت. گویی ایشان بعد از انتصاب، کاری جز هفتتپه ندارد. بعد از گزارش خانم عالیپور، آقای قالیباف هم در مراسمی بهصورت علنی نام هفتتپه را آورد و گفت که باید به بخش خصوصی برگردد. همۀ اینهازمینهساز تجمعات دوبارۀ ما شد. فشارهای زیادی به ما آمد؛ هم اطلاعات سپاه ما را خواست و بازجویی کرد، هم وزارت اطلاعات 5 نفر را احضار کرد؛ حتی دوستان ما را تهدید به دستگیری کردند و فشارهای زیادی آوردند ولی اینها باعث نشد که ما عقب بنشینیم و ادامه ندهیم. از سوی دیگر، از استاندار گرفته تا سازمان خصوصیسازی، ما را نادیده میگرفتند و هیچ اهمیتی به این اعتراضات نمیدادند؛ ولی متأسفانه یا خوشبختانه، بهمحض اینکه شبکههای ماهوارهای آن را پخش کردند، حضرات پیدایشان شد. البته ما علنی اعلام کردیم که قصد نداریم خوراک رسانههای بیگانه شویم. در نهایت استاندار از ما مهلت خواست. درحال حاضر فرصت کوتاهی دادیم، ولی کاملاً پیگیر هستیم و تا رسیدن به مطالباتمان پا پس نمیکشیم. مسئلۀ واگذاری برای ما کارگرها بسیار اهمیت دارد؛ طوریکه حتی بعضی از کارگرها که حقوق گرفتهاند و سر کارشان هم هستند، بهخاطر اینکه هفتتپه مجدداً زمین نخورد، با ماشین از هفتتپه به اهواز آمدند تا برای تجمع به استانداری بروند و حتی اعلام کردند که حاضریم با ماشینهایمان تا تهران هم بیاییم. جالب اینجا است که فقط یکسوم کارگرهای شرکت به تجمع آمدند و دوسوم کارگرهایمان در خط تولید ماندند.
خواستۀ مشخص کارگران هفتتپه در اعتراضات اخیر چیست ؟
خنیفر: اکنون خواستۀ کارگران هفتتپه واگذاری قطعی شرکت هفتتپه به مجموعهای است که سه سال است بهصورت پیمان مدیریتی واگذار کردهاند به نام هولدینگ دو سه جانبۀ خوزستان. کار این هولدینگ نیشکر است و هفت شرکت مثل هفتتپه دارد.
من در برنامۀ زمانه هم گفتم، صددرصد آن افرادی که الان روی کار آمدهاند، همان افرادی بودند که میخواستند هفتتپه تعطیل شود. امروز هم بهدنبال این هستند که اینجا تعطیل شود؛ زیرا حالا دیگر هفتتپه نماد است. این گروه میخواهند هفتتپه زمین بخورد و بعد بهسراغ شرکتهایی مثل مغان، هپکو و... بروند. مدیرعامل هپکو به کارگرهایش اخطار داده که به ما گفتهاند: «آماده باشید؛ زیرا اگر حتی تولید 10 برابر هم داشته باشید، این شرکت باید طبق اصل 44 به بخش خصوصی واگذار شود.» مدیران هپکو هم نمیدانند چه باید کرد و فقط به ما میگویند: «مراقب باشید هفتتپه سقوط نکند زیرا اگر سقوط کند سروقت هپکو هم میآیند.» همین حرف را نمایندۀ مغان هم به من زد و گفت: «48هزار هکتار زمین داریم که در آن، محصولات غیرنیشکری میکارند.» اوضاع آنها هم بهتر از هپکو است، چون نمایندگان و رهبرانشان هنوز بین کارگرها نفوذ دارند.
ما دوست نداریم فضای هفتتپه، سیاسی و رادیکال شود. ما میخواهیم در این فضا قرار داشته باشیم ولی متأسفانه امنیتیها میخواهند جوّ را امنیتی کنند و همین برخوردها باعث میشود که تجمعات دوباره بهسمت افراطیگری و اعتراض سیاسی برود که این به ضرر دولت و نظام و حاکمیت است.
سیر تحول اعتراضات شما چگونه بوده است؟
خنیفر: ما با کارگران و فعالان هفتتپه جلسات متعددی برگزار کردیم که مشخص کنیم برنامۀ ما برای واگذاری هفتتپه چه باید باشد. با توجه به اتفاقاتی مثل صحبتهای قالیباف و عالیپور و خبرهای بدی که به سمت ما آمد؛ به این تصمیم رسیدیم که با 70 همکار به استانداری برویم اما استاندار هیچ توجهی به ما نکرد. با فعالان بهسراغ مسئولان رفتیم ولی باز هم هیچکس به ما اهمیت نداد. دانشگاه علوم پزشکی برای ما فرصت مغتنمی ایجاد کرد و بههمراه تعدادی از عزیزان به دانشگاه علومپزشکی رفتیم. در آنجا به بنده فرصت سخنرانی دادند اما باز هم نتیجه نداد. در نهایت به این نقطهنظر رسیدیم که اعلامیۀ اعتراض یکساعته ترتیب دهیم و بهنام فعالان کارگران هفتتپه اعلامیه و اطلاعیه زدیم. محتوای اعلامیه به این شرح بود: باتوجه به اینکه بحث واگذاری هفتتپه به توسعه، 3 سال و نیم طول کشیده و مشکلاتی پیش آمده است؛ ما فعالان متوجه شدیم که قرار نیست واگذاری انجام شود، لذا از همۀ همکارانی که درگیر تولید نیستند، میخواهیم که بهمدت یک ساعت، از ساعت 9 تا 10 به سنگر همیشه مقاوم تشریف بیاورند.» دوستان از روز یکشنبه 9 دی ماه، در محل اعتراض حاضر شدند. سخنرانی اول با من و آقای حمدانی شروع شد. این اعتراض در 9، 10، 11 و 12 دی ماه برگزار شد. سیزدهم و چهاردهم دی را بهاحترام سردار سلیمانی تعطیل کردیم. پانزدهم باز به شرکت آمدیم و شانزدهم دی به استانداری رفتیم.
دو نفر رابط بین شرکت و کارگرها مطالبات را بهصورت رسمی پیگیری میکنند. ما فعالان هم بهصورت غیررسمی هستیم ولی از انجمن صنفی یا شورا و ... نمایندگی نداریم. در سال 13۹۷ شورای اسلامی را راه انداختیم و همین شورا، بلای جانمان شد. من با سازوکار انجمن آشنایی دارم. میدانم که نمایندگان کارگری هم در تهران هستند ولی ضعیفاند. ما به اینها نیاز نداریم زیرا با فعالان رسانهای نظیر خود شما ارتباط داریم. این بار در تجمعاتمان از کارکنان پارسجنوبی، بهخاطر ایستادگی برای ما، تشکر و تقدیر کردیم. همچنین از همۀ کسانی که صدای ما را به دیگران میرسانند، متشکریم. در 1397 شعار «فولاد، هفتتپه، اتحاد، اتحاد» را سر دادیم؛ ولی متأسفانه در نطفه خفه شد؛ زیرا رنگوبوی سیاسی گرفت. این اولین بار بود که نام پارسجنوبی را هم فریاد زدیم و آنان را در کنار خودمان احساس کردیم. این کار بزرگی بود و به دل آقایان ترس انداخت که پارسجنوبی دارد با هفتتپه متحد میشود.
آقای میرغفاری، شما مطالباتتان را از طریق انجمن صنفی پیگیر شدید و در ابتدا بهسمت ایجاد تشکل رفتید. کمی از روند اعتراضات خود بگویید؟
میرغفاری: فضای اعتراضی هفتتپه با پارسجنوبی بسیار متفاوت است. در هفتتپه اعتراضات از موضوعات بدیهی شروع شد؛ مثلاً علیرغم فشارهای شدید اقتصادی، به کارگران 6 ماه حقوق ندادند. این وضعیت در هفتتپه حاصل اقدامی به نام خصوصیسازی بود. این فضا با فضای اعتراضی پارسجنوبی بسیار متفاوت است. کارهایی را که در هفتتپه اتفاق افتاده بود، ما در سال 1390-1389 در پارسجنوبی تجربه کرده بودیم. شرکتهای پیمانکاری که واسط بین کارفرمای اصلی و کارگر هستند، حقوقها را با تأخیر دوسه ماهه پرداخت میکردند. به همین دلیل فضایی شکل گرفت و اعتراضاتی بهصورت تجمیعی انجام شد که در نهایت تأخیر در حقوق و بیمه که ابتداییترین و بدیهیترین خواست کارگران است، حل شد.
اتفاقی که در عسلویه افتاد این بود که اساساً در آنجا قانون کار حاکمیت نداشت و هیچکس به آن توجه نمیکرد و هر کارگاهی شرایط خاص خودش را داشت. اعتراض به دو هفته کار، دو هفته استراحت بود که جمعی از کارگران در پالایشگاههای مختلف را دور هم جمع کرد. فعالان کارگری همدیگر را پیدا کردند و توانستند بهصورت غیررسمی اولین ساختار تشکیلاتی را راه بیندازند. تفاوت دیگر پارسجنوبی با هفتتپه، اهمیت پارسجنوبی در شرایطی است که ما داریم. پارسجنوبی پالایشگاه گاز است؛ اکنون بیش از 70درصد سبد انرژی کشور توسط گاز تأمین میشود. بیش از 40 تا 45درصد درآمد ارزی کل کشور از پارسجنوبی تأمین میشود و فضای استراتژیک، امنیتی و راهبردی که در عسلویه است؛ با فضایی که در کارخانۀ نیشکر وجود دارد، بسیار متفاوت است. مسائل امنیتی در اینجا بسیار جدیتر است و به همین نسبت، بحث اعتراضات کارگری هم جدیتر میشود و ممکن است دستگاه امنیتی طور دیگری به آن نگاه کند. فضایی که ما بهواسطۀ انجمنها به وجود آوردیم، اولین برد را تقدیم نهاد امنیتی میکند؛ زیرا انجمنها کار را به دست میگیرند. خواستهها و دغدغهها مشخص و اولویتبندی شده و طرف مقابل هم مشخص است. به عبارت دیگر، فعالیت کارگری هیچچیز پنهانی ندارد. ما اعتراضاتمان از قبل شروع شده بود اما از بدیهیات عبور کرده بودیم و به پیگیری طرح طبقهبندی رسیده بودیم و میخواستیم که قانون کار را حاکم کنیم.
یکی از آسیبهایی که در اعتراضات کارگری وجود دارد، چندصدایی است. در مجموعۀ وزارت نفت هم این مشکل را داریم. وقتی تشکل نباشد، چندصدایی شکل میگیرد. اعتراضات هفتتپه را بررسی کنید؛ چه اتفاقی میافتد که سال 1397 حاضر میشوند امتیازاتی را به کارگران بدهند؟ سپس ناگهان شرایط تغییر میکند. این حاصل همان تکصدایی و نداشتن تشکل است. منظور از تشکل، تشکل ساختهوپرداختۀ کارفرما و نهاد دولت نیست. تشکل بهمعنی واقعی کلمه، یعنی گروهی از کارگران که آگاهتر هستند و قدرت رهبری و دغدغۀ مسائل اجتماعی را دارند؛ اوضاع را به دست بگیرند و جریانسازی کنند. تشکل باید بتواند اتحاد و انسجام ایجاد کند، به کارگران آگاهی ببخشد و بهدنبال آن، مطالبات را با پشتوانۀ جمعیتی بهسمت وصول پیش ببرد. تشکل باید کارگران را از هر دستگاه و نهادی مستقل کند و اجازه دهد خودشان خواستههایشان را فریاد بزنند. وقتی تشکل وجود نداشته باشد، هرکسی میتواند سروری کند و فضای اعتراضی را بهنحوی تغییر دهد. وقتی تشکل باشد، کارگر میتواند آزادانه در انتخابات شرکت کند و نمایندۀ واقعی خود را مشخص کند. انجمن صنفی هیچ غربالی ندارد، یعنی هیچ نظارت استصوابی یا شورای نگهبانی در مسیر نمایندۀ کارگر نیست که مشخص کند فلان نامزد نمایندگی کارگری صلاحیت دارد یا خیر. درصورتیکه برای مثال در شورای اسلامی کار اینگونه است.
برای خرید این شماره و مطالعه متن کامل مصاحبه کلیک کنید.