تاملی پیرامون سرگذشت لیبی و آرزوی غرب برای تبدیل ایران به لیبیدوم
زهرا معماریانپور؛ پژوهشگر حوزه توسعه و رفاه
مقدمه
برای ما ایرانیانی که امروز کشورمان را در معرض تهدیدی بیسابقه میبینیم، فهمیدن سرنوشت لیبی، از شکوفایی تا ویرانی، دیگر فقط موضوعی تاریخی یا دانشگاهی نیست؛ بلکه مسئلهای حیاتی و سرنوشتساز است. «مدل لیبی» که نتانیاهو با شور و حرارت از آن یاد میکند، نه داستان موفقیت دیپلماسی، که هشداری است دربارهی اینکه چگونه یک کشور مستقل و ثروتمند، گام به گام، با فریب دیپلماتیک و سپس مداخله نظامی، به ویرانی کشیده میشود.
تجربه لیبی نشان میدهد که در پس نقاب «مداخله بشردوستانه»، «قوانین بینالمللی»، «وعدهی ادغام در جامعه جهانی و رفاه»، تنها فریب نهفته است؛ فریبی که به محض تحقق منافع ژئوپلیتیک غرب، به خیانت و سرنگونی منجر میشود. امروز که ایران زیر ضربات نظامی اسرائیل و آمریکا قرار گرفته و حاکمیتش در معرض تهدید است، باید این واقعیت را دریابد که «مدل لیبی» نه راهی به سوی صلح، بلکه نقشهای برای خودکشی ملی است. داستان لیبی (از دستاوردهای اجتماعی چشمگیر تا بمباران ناتو که همه چیز را نابود کرد) نهتنها هشداری تاریخی، بلکه پیشگویی سرنوشت کشورهایی است که سعی میکنند با غرب سازش کنند و ابزار دفاعی خود را کنار بگذارند. ویرانههای خونین لیبی، جایی که امروز بر خرابههایش بازار بردهفروشی برقرار است اما زمانی ثروتمندترین کشور آفریقا بود، فریاد میزنند: اشتباه ما را تکرار نکنید.
بخش اول. مدل توسعه لیبی
۱.۱ تغییر بنیادین اقتصادی: ملیسازی نفت و حمایت فراگیر از جنبشهای ضداستعماری
کودتای افسران آزاد در سال ۱۹۶۹ که معمر قذافی را به قدرت رساند، نقطه عزیمت تغییر بنیادین لیبی از کشوری وابسته به غرب به ملتی مستقل با گرایشهای شبهسوسیالیستی بود. بیتردید شخصیت قذافی و سیاستهای او در طول بیش از چهار دهه حکومت، همواره محل بحث و جدل در جهان عرب و اسلام (بهویژه نزد شیعیان ایران و لبنان) بوده است و در مقاطع حساسی همچون ربایش امام موسی صدر، خود به عاملی برای تعمیق اختلافات مذهبی و منطقهای بدل شد. با این حال، تمرکز این مقاله بر نقد یا ستایش شخص قذافی نیست، بلکه بر تبیین ساختارهای سیاسی و اقتصادی لیبی و تحولات آن در مواجهه با غرب تأکید دارد. پس از کودتا قدافی و یارانش توانستند شورایی تشکیل دهند که بلافاصله سیاستهایی را به اجرا گذاشت که ساختار اقتصادی دوران استعمار ایتالیا و قیمومیت بریتانیا و آمریکا بر لیبی را به چالش کشید[1].
اساس توسعهٔ لیبی بر ملیسازی منابع نفتی و بازتعریف قراردادها با شرکتهای بزرگ غربی قرار گرفت. از طریق مذاکرات راهبردی، دولت لیبی رابطهٔ خود با غولهای نفتی غرب را بهکلی دگرگون کرد و استفادهٔ سیاسی از درآمدهای نفت را در راستای اهداف خود آغاز نمود. برای نمونه، طی مذاکراتی که بین سالهای ۱۹۷۰–۱۹۷۳ با غولهای نفتی آمریکایی مانند اکسون موبیل[2] و شورون[3] انجام شد، سهم لیبی از هر بشکه نفت خام از حدود ۲۰٪ به بیش از ۶۰–۶۵٪ افزایش یافت[4]. این افزایش سهم به دولت امکان داد که سالانه صدها میلیون دلار درآمد مازاد را مستقیماً به خزانهٔ ملی واریز کند. این اقدام، لحظهای سرنوشتساز در مقاومت پسااستعماری به شمار میرفت، چرا که لیبی با این کار تمام حق حاکمیت خود بر منابع طبیعی را بهعنوان نمود ارادهٔ ملی بازپس گرفت[5].
سیاست نفتی لیبی تبدیل به الگویی برای کشورهای در حال توسعه شد؛ کشوری که با کاهش تولید و افزایش قیمت نفت، فرمانروایی غرب بر بازار جهانی انرژی را به مبارزه طلبیده بود. پس از لیبی، الجزایر نیز نفت خود را در سال ۱۹۷۱ ملی اعلام کرد و با تشکیل مجمع صادرات نفت عرب (OAPEC[6]) تلاش کردند خود را مستقل از اُپک متشکل کنند تا بتوانند با کاهش صادرات نفت و فشار بر بازارهای جهانی مخصوصاً ایالات متحده آمریکا، سرزمینهای اشغال شده کشورهای عربی در جنگ شش روزه را از اسرائیل پس بگیرند.
علاوهبراین، لیبی قذافی با پیوند دادن منابع نفتی به ایدهٔ «جنگ اقتصادی علیه امپریالیسم»، بزرگترین تأمینکننده مالی و لجستیکی جنبشهای مقاومت در منطقه شد. مثلاً در آفریقای جنوبی، بین ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۵ سالانه ۱۰–۱۵ میلیون دلار به «کنگرهٔ ملی آفریقای جنوبی» (ANC) اهدا شد که صرف آموزش مبارزان، خرید تسلیحات سبک و پشتیبانی پزشکی برای مبارزه با آپارتاید میگردید[7]. در چاد و سودان[8]، بیش از ۲۰۰۰ مبارز علیه رژیمهای دستنشاندهٔ غرب و در طی جنگهای داخلی این دو کشور، در اردوگاههای نظامی لیبی آموزش دیدند و میلیونها دلار تجهیزات نظامی دریافت کردند[9]. همچنین در جریان محاصرهٔ بیروت در سال ۱۹۸۲، لیبی بیش از ۵ میلیون دلار بودجه برای خرید غذا، دارو و تسلیحات سبک به گروههای فلسطینی اختصاص داد و لجستیک ارسال کمکها را شخصاً سازماندهی کرد[10].
مهمتر آنکه لیبی در این دوران، حمایت گستردهای از گروههای مختلف فلسطینی، به ویژه گروههای مقاومت مسلحانه، انجام داد. در ابتدا، قذافی از یاسر عرفات و جنبش فتح حمایت میکرد، اما به تدریج به دلیل اعتقاد به میانهروی عرفات، حمایت خود را از گروههای رادیکالتر و مسلح مانند جبهه خلق برای آزادی فلسطین[11]، جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین[12] و سازمان ابونضال[13] معطوف کرد. این حمایتها شامل تأمین مالی، آموزش نظامی و تسلیحات بود و لیبی یکی از معدود کشورهای عربی بود که در دهههای ۷۰ و ۸۰ به طور علنی از گروههای مقاومت حمایت میکرد[14].
در سال ۱۹۸۷، با آغاز انتفاضه فلسطینی، قذافی حمایت مالی ماهیانه ۴ میلیون دلار به جنبش فلسطینی اختصاص داد و حتی اعلام کرد که لیبی حقوق کارمندان فلسطینی شاغل در اداره اسرائیل در کرانه باختری و غزه را پرداخت خواهد کرد. با این حال، در برهههایی قذافی با تصمیمات سیاسی و برای فشار به جنبش فتح به مردم فلسطین ضربات جبرانناپذیری نیز وارد کرده است. یکی از تصمیمات بحثبرانگیز و انتقادآمیز معمر قذافی، اخراج گسترده فلسطینیان از لیبی در دهه ۱۹۹۰ بود. قذافی که از منتقدان سازشکاری عرفات بود، پس از امضای توافق اسلو میان سازمان آزادیبخش فلسطین و اسرائیل، اعلام کرد که دیگر دلیلی برای حضور پناهندگان فلسطینی در لیبی وجود ندارد و باید به سرزمین خود بازگردند. این تصمیم، بدون در نظر گرفتن شرایط انسانی و سیاسی فلسطینیان، به اخراج اجباری و بیسرانجام هزاران نفر انجامید که بسیاری از آنان در مرزها یا اردوگاههای موقت گرفتار شدند و کشورهای همسایه نیز حاضر به پذیرش آنان نشدند[15].
نهایتاً، در ادامه و با ظهور حماس در غزه، لیبی باردیگر به حمایت از این نیروهای مقاومت فلسطین نیز پرداخت و پس از جنگ ۲۰۰۸ غزه، ۵۰ میلیون دلار برای بازسازی غزه به حماس بخشید[16]. این اقدامات، نشاندهنده تعهد عمیق لیبی قذافی به مسئله فلسطین، آزادی سرزمینهای اشغالی و مقاومت مسلحانه فلسطینیان بود.
۱.۲ تغییر بنیادین اجتماعی: نظام جامع رفاه اجتماعی در جماهیر عربی لیبی
در دوران حکومت معمر قذافی و نظام جماهیریه، لیبی به دستاوردهای اجتماعی چشمگیری رسید که بهطور آشکار با روایتهای رایج درباره «رکود استبدادی» و عقبماندگی در تضاد بود. با وجود فضای بسته سیاسی در دوران قذافی و نقش محوری وی در تصمیمات سیاسی-اقتصادی، او کوشید الگویی منحصربهفرد و براساس دیکتاتوری روشنگرانه[17] از توسعه اجتماعی و عدالت را در جهان عرب بنیان نهد. این الگو در ضدیت با سرمایهداری غربی اما نه رونوشتی از کمونیسم دولتی شوروی بلکه الگویی برگرفته از خصیصههای بومی جوامع عرب و پانعربیسم و در ادامه حرکت جمال عبدالناصر بود.
در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، نرخ سواد در لیبی از حدود ۲۵ درصد به بیش از ۸۰ درصد افزایش یافت، دستاوردی که نشاندهنده تمرکز دولت بر آموزش همگانی بود[18]. شاخصهای بهداشت عمومی نیز به شکل چشمگیری بهبود یافت؛ امید به زندگی از حدود ۵۰ سال در اوایل دهه ۱۹۷۰ به بیش از ۷۲ سال در پایان دهه ۱۹۸۰ رسید[19]. این پیشرفتها در کشوری رخ داد که در زمان استقلال در سال ۱۹۵۱، یکی از فقیرترین و کمتوسعهیافتهترین کشورهای جهان به شمار میرفت. کشوری که فاقد زیرساختهای اساسی بود، سواد عمومی در آن بسیار پایین بود و نظام سیاسیاش بر ساختارهای قبیلهای استوار بود.
دولت قذافی با استفاده از درآمدهای نفت ملیشده، نظام رفاهی فراگیری را پایهریزی کرد که در جهان عرب بیسابقه بود. آموزش، درمان و یارانههای مسکن بهطور کامل رایگان شدند. در مناطق روستایی و حاشیهای، مدارس دولتی تأسیس شدند و زنان برای نخستین بار به شکل گسترده به تحصیل و اشتغال در ادارات دولتی دست یافتند[20]. تا اواسط دهه ۱۹۸۰، بیشتر خانوادههای لیبیایی از آموزش رایگان، خدمات درمانی استاندارد و یارانههای دولتی برای مواد غذایی بهرهمند بودند. دولت نه تنها کالاهای اساسی را یارانه میداد، بلکه با محدود کردن مالکیت خصوصی و گسترش مالکیت عمومی، تلاش میکرد ثروت را به شکلی افقی و عادلانه در میان اقشار مختلف جامعه توزیع کند[21].
یکی از برجستهترین دستاوردهای این دوره، پیشرفت در حوزه برابری جنسیتی بود. برخلاف بسیاری از کشورهای عربی که مشارکت زنان را محدود میکردند، لیبی فضایی فراهم آورد که زنان به دانشگاهها، حوزههای پزشکی، مهندسی و حتی نیروهای نظامی راه یافتند. در سال ۱۹۸۵، حدود ۳۵ درصد دانشجویان دانشگاه طرابلس را زنان تشکیل میدادند و سهم زنان در بازار کار به حدود ۲۲ درصد رسیده بود؛ رقمی که در آن زمان در منطقه بیسابقه بود. این سیاستها گرچه با مقاومت برخی سنتگرایان مواجه شد، اما در چارچوبی از سوسیالیسم اسلامی و پانعربیسم توجیه میشد که هم به سنتهای فرهنگی احترام میگذاشت و هم ارزشهای عدالت اجتماعی را پاس میداشت[22].
۱. بنگرید به کتاب «سیاستهای روزمره در جماهیر عربی لیبی» از ماتئو کاپاسو (۲۰۲۳):
Capasso, Matteo. Everyday Politics in the Libyan Arab Jamahiriya. Syracuse University Press, 2023.
[2] Exxon Mobil
[3] Chevron
[4]. بنگرید به کتاب «سیاستهای روزمره در جماهیر عربی لیبی» از ماتئو کاپاسو (۲۰۲۳):
Capasso, Matteo. Everyday Politics in the Libyan Arab Jamahiriya. Syracuse University Press, 2023
[5]. بنگرید به مقالهٔ دیرک وندوال (۲۰۰۸):https://www.thehistoryreader.com/world-history/libya-since-1969/
[6] Organisation of Arab Petroleum Exporting Countries
[7]. بنگرید به کتاب «لیبی قذافی؛ سیاست و جامعه تحت رهبری انقلابی» از رونالد بروس سنتجان (۲۰۰۸).
Ronald Bruce St. John, Qaddafi’s Libya: Politics and Society under the Revolutionary Leadership - 2008
[8] هر دو کشور اواخر قرن بیستم درگیر جنگ داخلی خونینی برای استقلال خود شدند که تا مدتها ادامه پیدا کرد. بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۷ قذافی از نیروهای انقلابی چاد حمایت کرد و در ادامه و تا سال ۲۰۰۶ درگیر جنگهای داخلی سودان بود.
[9]. بنگرید به مقالهٔ دیرک وندوال (۲۰۰۸): https://www.thehistoryreader.com/world-history/libya-since-1969/
[10]. بنگرید به مقالهٔ دیرک وندوال (۲۰۰۸): https://www.thehistoryreader.com/world-history/libya-since-1969/
[11] Popular Front for the Liberation of Palestine (PFLP)
[12] Democratic Front for the Liberation of Palestine
[13] The Abu Nidal Organization (ANO)
[14]. بنگرید به به کتاب «سیاستهای روزمره در جماهیر عربی لیبی» از ماتئو کاپاسو (۲۰۲۳):
Capasso, Matteo. Everyday Politics in the Libyan Arab Jamahiriya. Syracuse University Press, 2023.
[15] بنگرید به گزارش پاتریک کاکبرن (۱۹۹۵):
https://www.independent.co.uk/news/world/gaddafi-turns-on-refugees-1574113.html
[16]. بنگرید به رویی نامیاس (۲۰۱۰):
www.ynetnews.com/articles/0,7340,L3920212,00.html&sa=D&source=docs&ust=1750956539093436&usg=AOvVaw3jgCDFdPYeaSfn7NWz8fX6
[17] Enlightened Despotism
[18]. بنگرید به کتاب «لیبی قذافی؛ سیاست و جامعه تحت رهبری انقلابی» از رونالد بروس سنتجان (۲۰۰۸).
Ronald Bruce St. John, Qaddafi’s Libya: Politics and Society under the Revolutionary Leadership - 2008
[19]. بنگرید به مقالهٔ دیرک وندوال (۲۰۰۸): https://www.thehistoryreader.com/world-history/libya-since-1969/
[20]. بنگرید به مقالهٔ دیرک وندوال (۲۰۰۸): https://www.thehistoryreader.com/world-history/libya-since-1969/
[21]. بهطور مثال در سال ۱۹۷۸، دولت لیبی قانونی را تصویب کرد با عنوان قانون خانه برای ساکنان آن («البيت لساكنه»). بر اساس این قانون هیچ فردی اجازه نداشت بیش از یک واحد مسکونی در مالکیت خود داشته باشد؛ مالکانی که بیش از یک خانه داشتند، موظف شدند املاک اضافی خود را به مستأجران فعلی «واگذار» کنند. این خانهها بدون پرداخت وجه از سوی مستأجر، و تحت فرمان انقلابی به او منتقل میشد. یا در سال ۱۹۷۹ قانونی را تصویب کرد که براساس آن تمامی تمامی مغازهها و کسبوکارهای خصوصی کوچک (مثل خواربارفروشیها، نانواییها، فروشگاه پوشاک) به تعاونیها یا شوراهای محلی منتقل شدند. فروش کالا توسط افراد حقیقی ممنوع شد مگر از طریق ساختارهای دولتی یا جمعی (سنتجان، ۲۰۰۸). مشخصا در نیمه اول دوران قذافی قوانین بسیار مترقی براساس آموزههای سوسیالیستی تصویب شد که خود مجال دیگری میطلبد.
[22]. بنگرید به کتاب «لیبی قذافی؛ سیاست و جامعه تحت رهبری انقلابی» از رونالد بروس سنتجان (۲۰۰۸).
Ronald Bruce St. John, Qaddafi’s Libya: Politics and Society under the Revolutionary Leadership - 2008