مشارکت فعال مردمی، تنگه اجتماعی ضمانت ایران قوی و پایدار
محمدصادق کربلاییزاده، دانشجوی دکتری جامعهشناسی
امامت مردم
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱستُضعِفُوا فِي ٱلأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّة وَنَجعَلَهُمُ ٱلوٰرِثينَ
فرعون در آن سرزمین برتریجویی کرد، مردم آن را دستهدسته نمود و دستهای از آنها را به استضعاف کشانید.
و [حالآنکه] ما میخواستيم بر آن دسته تضعيف شده در [آن] سرزمين منت نهيم و آنان را امامان و وارثان [آن] گردانیم.
ما تا پیشازاین، حداقل در ایران معاصر، شاهد چنین توانمندی از مردم یا چنین مردم توانمندی نبودهایم. این مردم و این نیروی مردمی رهاشده از بند استضعاف بیگمان از زایشهای منحصربهفرد انقلاب اسلامی هستند؛ بنابراین جا دارد برای شناخت آن از چشمانداز انقلاب اسلامی بدان بنگریم. رجوع به ادبیات رهبر شهید انقلاب، آیتالله خامنهای، و سلف ایشان امام خمینی(ره) نکات بدیعی را آشکار میسازد.
مردم ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قالب «جمهوری اسلامی» را برای نظام سیاسی خود برگزیدند. قالبی که رهبر کبیر انقلاب نیز بر آن تأکید داشتند، آن هم «با همین کلمه: نه یک حرف زیادتر و نه یک حرف کمتر». حکومتی که امام معتقد بود باید از رأی آزادانه مردم متولد میشد و آن را چنین معرفی میکرد: «یک حکومت عدل»، «یک حکومت انصاف»، «که فقراى شما در رفاه باشند»، «اغنیا به شما ظلم نکنند»، «دولتها به شما ظلم نکنند»، «پاسبانها دیگر نتوانند به شما ظلم کنند»، «ارتش نتواند به شما ظلم کند»، «اگر همچو [حکومتى] را بخواهید، رأى بدهید به جمهورى اسلامى».
ایشان پس از انتخاب جمهوری اسلامی در همهپرسی 12 فروردین 1358 پیامی خطاب به ملت ایران صادر میکنند که قابل تامل است. پیامی که سرآغاز آن این آیه شریفه است: «وَ نُریدْ انْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّهً وَ نَجْعَلُهُمُ الْوارِثینَ؛ صَدَقَ الله الْعَظیمْ.» آیهای که از اراده الهی برای امامت مستضعفین بر زمین سخن میگوید. امام در این پیام قدرت این مردم مستضعف را دست توانای خداوند و مجرای قدرت او برمیشمرد که با برقراری جمهوری اسلامی ملت ما را به مقام پیشوایی و وراثت رساند. امام خمینی در نامگذاری روز جمهوری اسلامی تعبیری را به کار میبرند که کمتر شنیده شده است: «روز امامتِ امت». این تعبیر و تعابیر پس از آن که جمهوری اسلامی را «حکومت عدل الهی» معرفی میکند که «در آن جمیع اقشار ملت با یک چشم دیده میشوند»، «فرقی بین زن و مرد و اقلیتهای مذهبی و دیگران در اجرای عدالت نیست»، «اختلاف نژاد و سیاه و سفید و... مطرح نیست»، «همه برادر و برابرند» و «فقط و فقط کرامت در پناه تقوا و برتری به اخلاق فاضله و اعمال صالحه است»، همگی برگرفته از همان آیه شریفه است. آنجا که سخن از اراده الهی برای امامت مستضعفین و وراثت سرزمینی میگوید که تا پیش از آن، این دسته از مردمش به سبب برتری جویی و دستهبندی سلسلهمراتبی به خواری و استضعاف کشانده شده بودند.
اما این پیام فراز دیگری هم دارد که راهبرد امتداد عملی انقلاب مردمی مستضعفین را در قالب جمهوری اسلامی معرفی میکند و آن این است که مردم با قطع دست سلطهگران و چپاولگران، زینپس خود سرنوشت خویش را به دست گیرند. به بیان امام خمینی، حال که «طاغوت دفن شد و طغیان و سرکشی به دنبال او دفن میشود و کشور از چنگال دشمنهای داخلی و خارجی و چپاولگران و غارتپیشگان نجات یافت. اینک شما ملت شجاع، پاسداران جمهوری اسلامی هستید. اینک شما هستید که باید این ارث الهی را با قدرت و قاطعیت حفظ کنید و نگذارید بقایای رژیم متعفن که در کمین نشستهاند و طرفداران دزدان بینالمللی و نفتخواران مفتخوار در بین صفوف فشرده شما رخنه کنند. اینک شمایید که باید مقدرات خود را به دست بگیرید و مجال به فرصتطلبان ندهید، و با قدرت الهی که مظهر آن جماعت است، قدمهای بعدی را بردارید...»
بنابراین، چنانکه این انقلاب رهاییبخش از سلطه داخلی و خارجی به واسطه قدرت همین مردم ضعیف نگه داشته شده محقق شد، در ادامه نیز سرنوشت رها از سلطه و چپاول این ملت، با در دست گرفتن مقدرات توسط همین جماعت مردمی (که مظهر قدرت الهی است) مقدور خواهد بود. به همین جهت نیز میگوید: «تمام قشرهایی که در این کشور به هر صورت زندگی میکنند، باید همت کنند و مملکت خودشان را خودشان بسازند. منتظر نباشید که از دولت، فقط از دولت شروع بشود. همه شروع کنید. مملکت مال خود شماست ... امروز کشور مال شماست و شما باید سرنوشت خودتان را به دست بگیرید. (18 دی 1358)
در تأیید اهمیت امامت مردم در انقلاب اسلامی، این بس که سومین رهبر انقلاب، سیدمجتبی خامنهای، نیز در نخستین پیام خود بر هنر اتکای به مردم و مشارکتدادن فعالانه آنها تأکید میکنند؛ چنانکه همین امر در شرایط بحرانی فقدان رهبری و فرماندهی کل قوا، با تجلی عینی تعبیر «امامتِ امت»، توانست کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کند:
«از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، واردکردن مردم در همه عرصهها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود. ایشان اینطور معنای حقیقی جمهور و جمهوریت را فعلیت بخشیدند و از عمق جان هم به آن معتقد بودند. اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کل قوا بود دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.»
اتکا به نیروی مردم
لَقَد أَرسَلنَا رُسُلَنَا بِٱلبَيِّنٰتِ وَأَنزَلنَا مَعَهُمُ ٱلكِتٰبَ وَٱلمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلقِسطِ
بهراستی پيامبران خود را با دلايل روشن فرستادیم و با آنها كتاب و ميزان نازل كرديم، تا مردم عدالت را اقامه کنند.
حال که از جایگاه امامت و رهبری ملت ایران و باور «از عمق جان» رهبران انقلاب اسلامی به «معنای حقیقی جمهور و جمهوریت» سخن رفت، پرسش از چیستی و چگونگی هنر فعلیت بخشیدن به این جمهور و جمهوریت پیش میآید. پدیدهای که به تعبیر رهبر انقلاب در پیام نخست خود، بهمثابه آیتی الهی در شرایط فقدان رهبری ظهور یافت و همچون یک جمهوریت زنده و تجلییافته در انسجام و حضور ملت ایران، مقاومت در برابر دشمن را ممکن و رهبری و دیگر دستگاههای کشور را کارا ساخت. چنانکه پس از شهادت پیشوای این امت، «امت او برای اقامه حق و مقابله با باطل مبعوث شدند و چون کوههای استوار در برابر سامری و گوسالهاش ایستادگی کرده و همچون گدازههای آتشین بر سر متجاوزان و فرعونیان فرود آمدند.» و «اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطا گشت. این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچیک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است کارایی لازم را نخواهند داشت.»
اما این حضور مردمی امری متداول نیست، بلکه پدیدهای بخصوص است. مردم جامعه ما ویژگی منحصربهفردی دارند. ما میراثدار یک جامعه انقلابی هستیم؛ جامعهای که محصول مردمیترین انقلاب بزرگ عصر حاضر است. به گواه امام خمینی(ره) «شاید در طول تاریخ کم پیدا کنید یا پیدا نکنید، یک انقلابی که از متن خود مردم جوشیده باشد و هیچ اتکا به قوه نظامی، به قدرت خارجی نداشته باشد ... این نهضت با اتکا به خود و از باطن خود جمعیت جوشید و اتکا به خدا.» (11 دی 1358) به همین دلیل، موجودیت سیاسی این جامعه ریشه در عمق آن دارد و در تاروپود اجتماعی آن تنیده شده است؛ بنابراین با نظایر برآمده از کودتا و امثال آن متفاوت است.
این ملت بارها در قامت یدالله برانگیخته شده و یوماللهی را رقم زده است. از آغاز «این جماعتهایی که با هم یکصدا فعالیت میکردند، اینها یدالله بودند؛ «یَدُ الله مَعَ الجَماعَه» (6/3/1359) و به بشارت رهبر شهید، «بعدازاین هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» (12/11/1404) اما چنانکه هر فردی به رسالت مبعوث نمیشود، هر اجتماعی نیز بهخودیخود مبعوث نمیگردد. این گرچه متصف شدن به امری الهی است، اما نائلشدن به آن فرایندی اجتماعی دارد. مبعوثشدن یک جامعه و تجلی در قامت دست قدرت الهی شرایطی دارد که امام بدان اشاره میکند: «وقتی که شما دلهایتان با هم صاف باشد، قلبها یک قلب باشد، دستها دست واحد باشد، دست خدا هم با شماست: یَدُ اللهِ مَعَ الجَمَاعه.» (31/3/1358) بااینحال این یک وحدت کورکورانه و فاشیستی نیست، بلکه ناشی از یک بیداری، آگاهی و بدلشدن به یک جامعه زنده و فراتر از اشخاص است. همین امر به بیان امام امیدبخش است: «من امیدوارم که بعد از این هم ملت خودش زنده باشد، و ابداً خوف از اینکه شخصی برود شخصی بیاید، ابداً نیست. ملت بحمدالله روشن شده است؛ ملت بحمدالله بیدار شده است؛ ملت بیدار را با رفتن اشخاص هیچ نمیشود عقب راند. (9/11/1358) بااینوجود، عواملی نیز هست که همین جامعه زنده را به ورطه مرگ میکشاند. از جمله مهمترین آنها روحیه منفعتطلبی است. بنا بر هشدار امام، «چنانچه از آن حالی که داشتید برگردید به حال خودتان، هر کدامتان آن چیزی را که مربوط به خودتان هست توجه به آن پیدا بکنید، متفرق میشوید و آسیبپذیر.» درحالیکه پیشتر «همه جهات مربوط به خودتان را رها کردید و وجهه قلبتان خدا بود و اینکه اسلام را میخواهیم زنده کنیم. از ظلم و از بیدادگریها به تنگ آمده بودید. توجه کرده بودید به عدالت الهی.» (11/10/1358)
در جامعهای که موجودیت سیاسی آن به واسطه مردم ساخته شده و دوام یافته است، رقمزدن هر تغییر نیز ناگزیر باید از مسیر مردم بگذرد. به همین دلیل است که حتی بنا بر تجربه معاصر ما از مواجه با استعمارگران در ایران نیز همواره بخش مهمی از تقلای آنها معطوف به تسخیر خیابان بوده است. چنانکه امپریالیسم آمریکا در مواجه با نهضت ملیشدن صنعت نفت ایران که میخواست دست استعمارگران را از نفت ایران کوتاه کند، از طریق غصب خیابان و مردمزدایی از آن به دست اراذل وارد شد. تجربه امروز ما از جنگ نظامی تمامعیار آمریکا-اسرائیل علیه ایران نیز نشان میدهد که همچنان دشمن مسیر سلطه و استثمار را از همان طریق تفرقهافکنی و مردمزدایی از خیابان دنبال میکند. بیسبب نبود که پیش از حمله نظامی ابتدا سعی کردند مردم و عرصه حضور آنان را تسخیر کند و بعد به سراغ میدان نظامی بیایند. چنانکه فرماندهان میدانی ما نیز در خط مقدم از آغاز نبرد این مهم را دریافتند و بر حفظ پدافند اجتماعی در برابر دشمن تأکید کردند.
درک چنین موضوعی ایجاب میکند که ما نیز آن را بشناسیم و دریابیم. برای شناخت این پدیده لازم است که با دقت بیشتری با دو مفهوم جمهور و جمهوریت مواجه شویم. جمهور اشاره به صورتی تکاملیافتهتر از مردم دارد؛ یعنی آحاد منسجمی از مردم که از یک توده جمعیتی بیشکل فراتر رفتهاند و موجودیت سیاسی یک ملت دارای حاکمیت را شکل دادهاند. جمهوریت نیز همین حاکمیت مردمی تشکیل شده است که در آن قدرت در خدمت همگان است، نه مسلط بر آنان و حاکمیت از مجرای خواست و اراده مردم به دور از سلطهگری محقق میشود. اساساً از همین رو است که یک موجودیت سیاسی مبتنی بر جمهوریت، مستلزم ورود آحاد مردم به همه عرصهها بهطور آگاهانه و تکیه به نیروی آنان در امور است. اما این امر چگونه در جمهوری اسلامی ایران محقق شده است؟ رهبر انقلاب در پیام نخست خود، بهاختصار به این فرایند و سازوکار هنرمندانه فعلیت بخشیدن به «جمهور» و «جمهوریت» در جمهوری اسلامی ایران اشاره نموده است: با واردکردن مردم در همه عرصهها، بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان و تکیه بر نیروی آنان در مقام عمل.
هر یک از این گزارهها جای بررسی جداگانه دارد که مجالی مفصلی میطلبد. بنابراین از آن میگذریم و به پرسش بعدی میپردازیم. اینکه چگونه نعمت جمهوریت و نیروی عظیم بعثت مردمی برآمده از آن را شکر بگزاریم و پاس بداریم؟ همان چیزی که در حساسترین برههها «کشور را رهبری» و «اقتدار آن را ضمانت» کرد.
چگونه نعمت حضور مردم را پاس بداریم؟
لَئِن شَکَرتُم لَأزیدَنَّکُم وَلَئِن كَفَرتُم إِنَّ عَذابِی لَشَدِيد.
اگر واقعاً سپاسگزارى كنيد، نعمت شما را افزون خواهم كرد، و اگر ناسپاسى نماييد، قطعاً مجازات من سخت است.
شکر هر نعمت واجب و از سنتهای الهی است که نعمت را بر شکرگزارانش افزون و از کفرانکنندگانش سلب نماید. به همین قاعده، امروز باید نعمت این انسجام و حضور مردم را پاس داشت و شکر آن را چنان که شایسته است ادا نمود. به بیان رهبر شهید انقلاب، «در اینجور پدیدههایی که انسان مشاهده میکند که تبلیغاتی برای آن انجام نگرفته لکن ناگهان یک پدیدهای در محیط دید انسان بُروز میکند، دست خدایی مشهودتر از همهجای دیگر است ... در اینجور حوادث که شما دست قدرت الهی را پشت سرش بهوضوح میبینید و برکاتش را مشاهده میکنید، باید شکر کرد. اگر شکر کردیم میماند، اگر شکر نکردیم گرفته میشود ... شکرگزاری فقط به این نیست که آدم بگوید الهیشکر یا سجده شکر بکند، شکرگزاری به این است که انسان به لوازم این نعمت عمل کند.» (3/9/1395) از همین رو، رهبر انقلاب در پیام نوروزی (1405) انسجام مردمی امروز را «نعمتی خاص از ناحیه حضرت حق» برمیشمارند که لازم است شکر آن هم «با زبان و در دل و هم در مقام عمل» بجا آورده شود:
«این را باید نعمتی خاص از ناحیه حضرت حق -جلّ و علا- دانست و بر آن با زبان و در دل و هم در مقام عمل، شکر بجا آورد. یکی از قواعد تخلفناپذیر این است که هرگاه نعمتی مورد شکر قرار گیرد، بهتناسب مقدار شکر، ریشهاش استوارتر شده یا ارتقا مییابد و عنایات بیشتری روانه فرد شاکر میگردد. آنچه فعلاً در مقام اقدام به شکر عملی لازم است، این است که ما این نعمت عظمی را صرفاً رحمتی از ناحیه حضرت حق -جلّ و علا- بدانیم و تا حد ممکن از آن خوب استفاده کنیم.»
به گواه سخن رهبر انقلاب، آنچه امروز ضامن امنیت و نویدبخش آیندهای روشنتر برای ما است، اقتداری است که ایران امروز در سطح جهانی به دست آورده است. «این نعمت هم مانند هر نعمت دیگری باید مورد شکر قرار گیرد تا بقا و رشد داشته باشد که لَئن شَکَرتُم لَأزیدَنَّکُم.» اما شکر این نعمت چگونه ممکن است؟ «شکر عملی این نعمت، تلاش بیوقفه برای رسیدن به ایران قوی است» که یکی از ضروریترین وجوه آن، همین «استمرار حضور مردم» است. پس این خیزش عمومی و بعثت مردمی هرچند با این جنگ آغاز شد، اما فلسفه آن بیشک فراتر از شرایط جنگی است؛ تأکید رهبر انقلاب نیز از همین رو است که «باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود؛ چه به صورتی که در این روزها و شبهای جنگ از خود نشان دادید و چه بهصورت انواع نقشآفرینیهای مؤثر در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتی امنیتی. مهم این است که نقشِ صحیح، بدون خدشه به وحدت اجتماعی بهخوبی درک و تا حد ممکن به اجرا گذاشته شود.»
در نتیجه، استمرار این حضور مهم است؛ چراکه اساساً «این حضور یک رکن مهم از منزلتی است که اینک ایران مقتدر در آن استقرار یافته است.» به عبارتی حضور و مشارکت فعال و مستمر مردم از ارکان مهم اقتدار امروز ایران است. از همین رو «نباید با اعلام بنا بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابانها لازم نیست»، بلکه به باور رهبر انقلاب در این شرایط وظیفه آحاد مردم حاضر در صحنه سنگینتر از قبل به نظر میرسد. آیا این وظیفه سنگینتر معنایی جز پررنگتر شدن نقش مردم در بزنگاههای سیاسی دارد؟ اهمیت این مطلب آنجا مشخص میشود که بدانیم امروزه بسیاری از صاحبنظران این حوزه معتقدند اساساً به سبب تخصصیشدن و پیچیدگی امور، دیگر تحقق دموکراسی یا دخالت مردم در سیاست عملاً به امری ممتنع یا دور از دسترس تودهها تبدیل شده است. اما ملت ما در عمل از این چالش گذر کرده است. هرچند تثبیت آن فراتر از بزنگاه کنونی نیاز به نهادمند شدن آن دارد. تا آنکه مردم همچنان بهعنوان پیشوایان سیاسی نهضت به رسمیت شناخته شوند، نه تودههای سیاستزداییشده مطیع. این امر همواره خواست انقلاب اسلامی و رهبران آن بوده است، ولو بسیاری این را نپسندند یا بکوشند در عمل آن را تأویل برند یا محدود و طبقاتی و انحصاری کنند.
نهادمندی حضور فعالانه مردم مستلزم تبدیل رویداد به رویه است. نشانههای ضرورت این امر را میتوان در بهرسمیتشناختن این رویهها توسط رهبر انقلاب و تأکید ایشان بر «فریادها در میادین»، «شرکت در پویشهای عمومی» و تداوم «انواع نقشآفرینیهای مؤثر در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و...» ملاحظه کرد. چراکه چشمانداز باشکوه درخشان و عزتمندانه پیش روی ملت ایران، منوط به استمرار این نقشآفرینی است: «در اثر این نقشآفرینیها و استمرار آن، چشماندازی که در پیش روی ملت ایران قرار دارد، ظهور دورانی باشکوه و درخشان و سرشار از عزّت و سربلندی و غنا را برای ایشان نوید میدهد.»
اما چرا این مردم تا پیشازاین غایب بودند؟ استمرار این نقشآفرینی و حضور فعالانه لوازمی فراتر از گفتارهای سیاسی دارد که پاسخ به آن نیازمند تأمل پیرامون این پرسش است. البته این غیبت امری صرفاً کمی نیست؛ بلکه چهبسا جنبه کیفی آن بسیار مهمتر و حتی تعیینکننده وجه کمی آن است. معنای مردم در اینجا امری گفتمانی است که در تقابل با یک دیگری (اعم از دولت، نخبگان حاکم، بیگانگان خارجی یا...) ساختهوپرداخته میشود. این فرایند ماهیتی دوگانه دارد که هم شامل میشود و هم طرد میکند، هم وحدت میآفریند و هم تفکیک میکند. اما مردم و امر مردمی اصیل در چه شرایطی ظهور مییابند؟ شرایطی که در آن مردم امکان یابند خود بهعنوان فاعلان سیاسی ظاهر شوند و هم از وضعیت پراکنده و نامتشکل تودهای گذر کنند و هم از ادعاهای دروغین نمایندگی که توسط افراد، نهادها، احزاب و رسانههای مدعی نمایندگی مردم مطرح میشود.
آنچه تا اینجا شرح داده شد، امر مطلوب و آرمانی بود که با واقعیت جاری و موجود ما فاصله دارد. بسیاری از خوانشهای حاضر چنین نگاهی به مردم ندارند؛ آنها با تفکیک و دستهدسته کردن مردم، عموم را از مشارکت فعال اجتماعی طرد و آن را محدود به اقلیتی خاص میکنند. این نوع نگاه البته طیفی از رویکردهای غربی مدعی لیبرالیسم تا رویکردهای مذهبی مدعی ولایتمداری را شامل میشود؛ همه اینها اما بهرغم این تفاوتها در مواردی همچون ابزارانگاری مردم و به حاشیه راندن آنها از میادین سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به هم میرسند و در این نقطه در مقابل ایده انقلاب اسلامی قرار میگیرند. اهمیت این موضوع تا جایی است که امام خمینی از آغاز در مورد آن تذکر داده است:
«بیدار باشید! توجه کنید! اینها با توطئههایشان میخواهند کار را انجام بدهند، نمیتوانند با دخالت نظامی کار بکنند، اینها میخواهند با شیطنتهایشان کار خودشان را انجام بدهند. آن وقت شیطنت این بود که سیاست از مذهب خارج است و بسیار ضرر به ما زدند ... حالا میگویند که سیاست حق مجتهدین است؛ یعنی، در امور سیاسی در ایران پانصد نفر دخالت کنند، باقیشان بروند سراغ کارشان. یعنی مردم بروند سراغ کارشان، هیچ کار به مسائل اجتماعی نداشته باشند، و چند نفر پیرمرد ملّا بیایند دخالت بکنند. این از آن توطئه سابق بدتر است برای ایران. برای اینکه، آن یک عده از علما را کنار میگذاشت، منتها به واسطه آنها هم یک قشر زیادی کنار گذاشته میشوند، این تمام ملت را میخواهد کنار بگذارد. یعنی نه اینکه این میخواهد مجتهد را داخل کند، این میخواهد مجتهد را با دست همین ملت از بین ببرد.»
جالبتوجه آنکه امام در اینجا به چرایی بدتر بودن توطئه جدید «مردم بروند سراغ کارشان» هم اشاره میکند؛ چون منتج به این خواهد شد که «با دست همین ملت از بین ببرد». برتریجویی و طرد دیگری ناگزیر تضاد میآفریند و طبقه برتریطلب را به دست همین ملت از بین میبرد. امام همین موضع را تنگه احدی تشخیص داده بود که دشمن به دنبال نفوذ از آن بود:
«اینها میخواهند و میدانند که با زور نمیشود این کار را انجام داد. اگر هم یکوقتی میگویند که ما با زور و نظامی میکنیم، این بیخود میگویند. خودشان هم میفهمند که بیخود میگویند. آنها اگر بخواهند کاری بکنند همین از ناحیه خود مردم، از ناحیه دانشگاه، از ناحیه بازار، از ناحیه کارگرها، از ناحیه کارخانهها، از این جاها میخواهند صدمه بزنند. و شما اگر بخواهید برای خدا باشد یا برای ملتتان باشد یا برای زندگی خودتان باشد، بخواهید که اسیر نباشید باید همه توجه کنید و گول این حرفها را نخورید و در انتخابات به طور فعال همه دخالت بکنید.» (9/12/1362)
در اینجا هرچند موضوع سخن امام درباره انتخابات بود، اما این امر محصور به انتخابات نیست. «بعضی خیال میکنند این مردمسالاری فقط پای صندوق رأی و انتخابات است؛ [اما] آن، یکی از جلوههای مردمسالاری دینی است. مردمسالاری یعنی بر اساس دین و بر اساس اسلام، سالارِ زندگیِ جامعه، خود مردمند؛ مردمسالاری یعنی این؛ این معنای مردمسالاری اسلامی است.» (رهبر شهید انقلاب، 3/9/95)
بنابراین، آن تنگه احد، نفی دستهدسته کردن آحاد مردم و نفی برتریجویی و طبقاتی کردن مشارکت و دخالت در امور اجتماع و در نتیجه نفی طرد و به استضعاف کشاندن مردم بود. ازدستدادن این تنگه یعنی ارتجاع و پسرفت جامعهای که با انقلاب اسلامی فرعون و نظام نابرابر فرعونی را کنار زده بود و همچون مظهر اراده الهی، تضعیفشدگان را در قالب یک مردمسالاری دینی به پیشوایی و وراثت حاکمیت آن سرزمین رسانیده بود؛ بنابراین راهکارهای عملی تثبیت و نهادینهسازی مشارکت و عاملیت واقعی مردم در جامعه نیز بیشک از همین راه میگذرد. ازاینرو، امروز همه ما -چه آنان که جایگاه مسئولیتی دارند، چه آنان که مطالبهگر کف میداناند- این است که این مسیر گشوده شده را ادامه دهیم؛ چراکه شکرگزاردن نعمت ایران قوی، آزاد و مستقل امروز و در نتیجه، استمرار و فزونی این نعمت، از این مسیر میگذرد.
امروز که ایران به یمن وقایع اخیر در حال بازشناسی و بالفعلسازی نقاط قوت بالقوه و استعدادهای نهفته خود است، میطلبد که به این ظرفیت مردمی نیز توجهی ویژه داشت. همانگونه که در عرصه جغرافیای سیاسی و نظم بینالملل با قدر دانستن و بهکاربستن نعمت ژئوپلیتیک تنگه هرمز، در قامت یک قدرت جهانی جدید ظاهر شدیم و نظم جهانی جدیدی خلق نمودیم، در مناسبات داخلی نیز میتوانیم با قدر دانستن و شکوفا ساختن بیشازپیش نعمت بالقوه مشارکت و حضور مردمی، نظمی جدید بیافرینیم. نظمی که در آن مشارکت و حضور فعال مردم از امری موقت، محدود یا مبتذل، سطحی و ابزاری تبدیل به امری پایدار و اصیل در مناسبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی گردد.
ما سالها از هر دو نعمت -تنگه هرمز و حضور آحاد مردم- برخوردار و درعینحال از آن غافل بودیم. وقایع اخیر این دو نعمت را برای ما بازشناساند. حفظ آن اما منوط به پاسداشتن و شکرگزاردن دائمی آن است. چه آنکه تهدید تنگه حضور و مشارکت برابر آحاد مردم در امور کشور -چنانکه در هشدار امام خمینی(ره) شنیدیم- حتی از توطئه نظامی دشمن نیز خطرناکتر است. این دغدغه همواره مورد تأکید رهبر شهید انقلاب بوده است؛ از تأکید بر گسترش مالکیت عمومی از طریق تعاونیهای فراگیر، تا طرح ایده حلقههای میانی برای متشکل شدن آحاد مردم و گام برداشتن در مسیر خلق اراده ملی برای رقمزدن آینده ایران. بنابراین، اهمیت تدارک لوازم حفظ این تنگه سیاسی اجتماعی نیز، بهمثابه امری راهبردی، کمتر از اهمیت تدارک سازوبرگ نظامی حفاظت از تنگههای ژئوپلیتیک نیست. پس فراهمآوردن لوازم این مشارکت فعال و فراگیر عموم مردم، فارغ از همه محدودیتها و هزینهها، امروز از اوجب واجبات و ضامن اقتدار و پایداری ایران ما است.