در ادبیات کلاسیک اقتصاد سیاسی، استثمار، با تصاحب ارزش خلقشده توسط کارگران در فرایند تولید رخ میدهد. با این تعریف، باید ستم مضاعفی را که در سالیان اخیر به خانوارهای ایرانی تحمیل شده است، ناشی از ظهور «پاد ارزش» متورّمی دانست که بر اقتصاد ایران حاکم شده و به سهمخواهی روزافزون از «ارزش» حال و آیندۀ اقتصاد مشغول است. این پاد ارزش با خلعید ایرانیان از رانت منابع طبیعی نظیر نفت و معادن، بهتدریج فرصت خلق ارزش را نیز از آنها سلب میکند و مانع از مشارکت در تولید ارزش افزوده میشود. این مرحله در غارت اقتصاد، بسیار مهلکتر از روندهای معمول استثمار است که نقد کلاسیک از سرمایهداری بر آن تکیه دارد. در این مرحله همزمان با سلب فرصت ایجاد ارزش افزوده، تمام ارزش حال و آینده به گرو گرفته میشود و همهچیز را مادّۀ تاریک پاد ارزش میبلعد. پاد ارزش حاصل یک ادعای محض بیپشتوانه بر ارزش افزودۀ اقتصاد است که از مسیرهایی همچون خلق اعتبار بانکی، بهرههای اوراق بدهی یا رشد قیمت نمادهای بورسی زاده میشود و در پی خنثیکردن ارزش افزوده بهنفع مدعیان این پاد ارزش است.