انقراض گونههای عدالت در بحران محیطزیست
حجتالاسلاموالمسلمین محسن قنبریان
بهحسب گزارشها، سالانه حدود ۳۰هزار گونۀ جانوری، یعنی روزانه ۸۲ گونه، منقرض میشوند که در این میان، سهم حیوانات بزرگتر بسیار بیشتر است. انقراض فیلها و والها میتواند زیستبوم پایدار را بههمریخته و دنیای ما را به سمت ریزترها سوق دهد؛ چیزی که کارل زیمر آن را سیارۀ ویروسها میخواند. درحالیکه گونههای زیستی، هزار برابر بیشتر از حالت طبیعی در حال انقراضاند؛ گونههای ویروسی در حال افزایشی اعجابآورند: ۱۹۵هزار گونه شناسایی شدهاند! وقتی هر روز ۸۰۰میلیون ویروس متصل به ذرات گردوغبار روی هر مترمربع از سطح زمین سقوط میکند، جاناتان ارگودمن بهدرستی زمین را «امپراتوری ویروسها» میخواند. جمعیت ویروسها روی زمین ۱۰ به توان ۳۱ عدد یا یک میلیون برابر بیشتر از تعداد ستارگان تخمین زده میشود[1] و در همین عصر جدید، بشر شاهد بود که فقط یکی از این ویروسها، یعنی کرونا، چگونه خسارتی باورنکردنی به جوامع انسانی میزند!
آیا این تحقق و پیشگویی توأمان فرشته و ابلیس دربارۀ زمین نیست؟! فرشتگان پس از خلقت انسان گفتند: «أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ؟» (خدایا آیا در زمین کسانی را میگماری که در آن فساد میکنند؟) (بقره، ۳۰). ابلیس هم خبر داده بود: «لَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ» (بیشتر انسانها را شکرگزار نخواهی یافت!) (اعراف، ۱۷). شکر، در مقابل کفران و نابودی نعمت؛ و بهمعنی اظهار نعمت در جای درست است.
ادعای این یادداشت این است که انقراض هیچ گونۀ گیاهی و جانوری، بدون انقراض گونهای از عدالت نیست و انقراض گونههای عدالت است که انقراض گونههای زیستی و همچنین آلودگی محیطزیست را باعث شده است.
دنی دورلینگ، استاد دانشگاه آکسفورد، در مقالۀ «آیا نابرابری برای محیطزیست بد است؟» در روزنامۀ گاردین[2] ثابت میکند که نسبت مستقیمی بین نابرابری و آلودگی محیطزیست وجود دارد. نائومی کلاین هم تحلیل زیستمحیطی و بیعدالتی اقتصادی را بهطور جداییناپذیر به هم مرتبط میداند؛ ازاینرو راهحل نهایی این دو باید در چهارچوبی کلنگرانه ارائه شود.[3]
-
سرمایهداری؛ امالامراض زمین
فقط به حجم پلاستیک در زبالۀ جهانی نگاهی بیندازید. سالانه حدود ۳۴۰ میلیون تُن مواد پلاستیکی تولید میشود؛ ۵۰٪ خودروها و هواپیماها، از پلاستیک ساخته میشوند. همچنین در بریتانیا از پلاستیک در مقادیر جزئی بهصورت چسب برای بستن بخش اعظم ۶۰ میلیارد چای کیسهای مصرفی در هر سال استفاده میکنند. سالانه ۶۰٪ تا ۷۰٪ زبالههایی که به اقیانوسها میریزد پلاستیک است. هشت لکۀ زبالهای بزرگ در اقیانوسها وجود دارد که یکی از آنها در اقیانوس آرام است و سه برابر کشور فرانسه مساحت دارد و ۷۹ هزار تُن زباله در خود جای داده است. بخشی از این زبالۀ پلاستیکی به شکل میکروپلاستیک در آمده و وارد بدن آبزیان و انسانها میشود و بیماری ایجاد میکند.
بحران پلاستیک اینقدر جدی است که شورشی جهانی علیه پلاستیک به راه افتاده و سازمان ملل هم علیه آن اعلان جنگ کرده است.[4] حال در این میان، یک سؤال اساسی خودنمایی میکند: «مشکل اساسی، محصولات انقلاب صنعتی است یا سرمایهداری؟»
در بدو امر به نظر میرسد انقلاب صنعتی از مکانیک به شیمی و سپس پیدایش محصولات شیمیایی، علت اصلی بحران است؛ اما شاید درنگ بیشتر ما را به نکتۀ دیگری برساند. پاسخ به همین سؤال اساسی است که فعالیت محیطزیستگرایانه را دو طیف میکند:
۱. جنبش مهار رشد اقتصادی بهخاطر تغییرات اقلیمی: این جنبش از کشورهای پیشرفته میخواهد توقف رشد تولید ناخالص داخلی یا حتی رشد منفی آن را بپذیرند. برخی از اینها نهتنها طرفدار برچیدن صنعت سوخت فسیلی بلکه به دنبال برچیدن کل سرمایهداری جهانی هستند. طیف کمرنگتری از این گروه از سرمایهداری پسارشد سخن میگویند که مبتنی بر رشد بیشتر تولید ناخالص داخلی نباشد.
۲. جنبش رشد سبز: این جنبش به دنبال افزایش رشد اقتصادی با پایداری محیطزیست است. تمرکز این گروه بر تکنولوژیهای سبز است و سرمایهداری و رشد ناخالص داخلی را مشکل اصلی نمیداند.
نسبت بین انقلاب صنعتی و سرمایهداری نیز، خود، محل چالش متفکران بوده و هست. کسانی مثل شهید مطهری مشخصۀ اصلی سرمایهداری را در ماشین میدانند[5] ولی در مقابل، کسانی مثل مری اونز، سرمایهداری و جامعۀ صنعتی را یکی نمیدانند.[6] به هر تقریر، چه جوهرۀ سرمایهداری را ماشین بدانیم و چه ماشین را عارض بر آن بشماریم؛ به نظر میرسد بحران محیطزیست بالذات از آنِ سرمایهداری و بالتبع از آنِ ماشین و تکنولوژیهای آلاینده است. در قدم قبل، تکلیف آلایندگی پلاستیک در نظام اقتصادی معلوم شده است. ارزانی پلاستیک و مقرون بهصرفهنبودن بازیافت آن در اغلب موارد، پلاستیک را به شکل یکبارمصرف درآورد و دورریز سریع را موجب شد و جای همۀ گونههای موجودات زمین را گرفت. بهبیاندیگر وقتی رشد، صرفاً با میزان تولید (و مصرف) توصیف شد، نه فلاح و سعادت یا حتی سلامت زمین؛ تولید ناخالص داخلی سنجۀ آن شد. این سنجه، پس از رکود بزرگ دهۀ ۳۰ آمریکا رقم خورده و ابداع بزرگ قرن بیستم است.
تولید ناخالص داخلی ابتدا در جنگ جهانی دوم سلاحی کلیدی برای شکست فاشیسم شد. این سنجه با ارائۀ اطلاعات حیاتی دربارۀ سرمایهگذاری و تولید ملی به متفقین امکان داد بدون فلج کردن بخش غیرنظامی اقتصاد، در تولید تجهیزات نظامی از متحدین پیشی گیرند؛ اما اندکی پس از جنگ، این ابزار حل مسئله، خود به مسئله تبدیل شد. با هدایت ایالاتمتحده تولید ناخالص داخلی از سنجۀ توصیفی به هدفی تجویزی، و از ابزار اندازهگیری به هدفی برای دستیابی تبدیل شد.
این ماجرا پیامدهای خطیری داشت. هیچ نظامی در طول تاریخ مثل سرمایهداری چنین حجمی از ثروت خلق نکرده؛ اما هیچ نظامی هم بهپای ویرانگری بالقوه و بالفعل سرمایهداری نمیرسد.[7] البته باید توجه کرد که نظام رقیب آن، کمونیزم هم مبتنی بر رشد بود و سرمایهداری دولتی را موجب میشد.
کار بهجایی رسید که در ۱۹۸۷ کمیسیون جهانی محیطزیست و توسعه، موسوم به کمیسیون برانتلند فراخوانی بینالمللی برای تغییر فوری مسیر حرکت صادر کرد. این کمیسیون با اشاره به تناقض ذاتی میان رشد اقتصادی جهانی شده و بحران پرشتاب اقلیمی، از جامعۀ جهانی خواست به تصحیح بنیادین مسیر حرکت خود متعهد شود؛ از رشد ساده فاصله بگیرد و به سمت توسعۀ پایدار برود تا نیازهای حاضر را برآورده کند، بدون اینکه توانایی نسلهای آینده را برای برآورده کردن نیازهایشان به مخاطره بیندازد. لکن حسابرسی آن از ۱۹۸۷ تاکنون نشان میدهد مصرف منابع تجدیدناپذیر مثل نفت و زغال سنگ و گاز، دو برابر و میزان دیاکسیدکردن جوّ با نرخ افزایش یکنواخت ۵/۱ ذره در هر میلیون ذره، از ۳۳۰ واحد در ۱۹۷۲ به ۴۰۰ واحد در ۲۰۱۴ رسیده است؛ حالآنکه اقلیمشناسان هر رقم بالاتر از ۳۵۰ را به معنای خودکشی میدانند. میزان زبالهها و از بینرفتن جنگلها و آب شدن کوههای یخ و انقراض گونههای زینتی نیز بهگونهای است که میتوان گفت بهسوی انقراض دستهجمعی پیش میرویم.[8] سرمایهداری به شکل سیریناپذیری برای خلق ثروت بیشتر، مصرف بیشتر را رایج کرده و منابع طبیعی را از بین میبرد و تبدیل به زباله میکند. باید دانست بدون تصحیح این روند، تصرفات تکنولوژیک (تکنولوژیهای سبز) نمیتواند زمین را نجات دهد.
جهت تهیه این شماره و مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید.
[1] مقاله «به امپراتوری ویروسها خوش آمدید!» جاناتان آرگودمن.
[2] ترجمۀ فاطمه زلیکانی، سایت ترجمان.
[3] «بحران محیطزیست ادامۀ داستانی است که با بردهداری و استعمار آغاز شد» مصاحبه با کلاین، سایت ترجمان.
[4] ر. ک: «بطری خالی را در سطل زباله انداختید؟ واقعاً هیچ کاری برای محیطزیست نکردید!» استفن بورانی، سایت ترجمان.
[5] ر. ک: مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۲۰، ص ۴۹۵.
[6] ر. ک: تکوین جهان مدرن، مری اونز، فصل سوم، انقلاب فناوری، ص ۸۲ ـ ۸۳.
[7] ر. ک: «ایمان به رشد اقتصادی ما را منقرض خواهد کرد»، درک فلیپسن، سایت ترجمان.
[8] همان.