محمد اسکندری (پژوهشگر حوزۀ سیاستگذاری عمومی)
نگاه حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب(مدظله) در موضوعات مختلف همواره باید مورد توجه عموم مردم و بهطور ویژه مورد توجه نخبگان و مسئولان کشور قرار بگیرد چراکه پیگیریِ نگاهِ صحیح رهبران انقلاب میتواند راهگشای بخش قابلتوجهی از مسائل و مشکلات موجود در کشور باشد. یکی از حوزههای بسیار مهم که در واکاوی اندیشۀ امام و رهبر مغفول مانده و نیاز به بررسی و پژوهش بیشتر دارد؛ مسئلۀ محیطزیست و منابع آب است. البته در بررسی این موضوع باید به جایگاه ایشان بهعنوان رهبران دینی، سیاسی و اجتماعی که دارای شئونی مانند مرجعیت فکری و مدیریت کلان هستند، توجه داشت. لذا علاوه بر بررسی این موضوعات بهصورت مجزا، باید جایگاه آنها را در نسبت با آرمانهای انقلاب اسلامی، ارزشهای اساسی حاکم بر اندیشۀ امام و رهبر و راهبردهای کلان ایشان جستوجو کرد و واکاوی نمود. در این یادداشت قصد داریم تا این بحث را از منظر دو شأن گفتمانی و مدیریتی رهبران انقلاب بررسی کنیم. البته باید به این نکته نیز توجه کرد که این دو شأن بهسختی از هم قابلتفکیکاند؛ لذا در زمینۀ شأن مدیریتی تنها مباحث مرتبط با سیاستهای کلی نظام را بررسی میکنیم.
شأن گفتمانی رهبران انقلاب
تجربۀ تاریخی ملت ایران، مملو از خاطرات تلخ و تحقیرآمیزی است که در آنها استقلال کشور به باد فنا رفته است؛ از اشغال کشور در جنگ جهانی دوم و کودتا برای برکناری دولت دکتر مصدق تا دخالت در عزل و نصب مسئولان و تصمیمگیریهای کشور. این تجربههای تاریخی سبب شد تا استقلال بهعنوان یکی از آرمانهای انقلاب اسلامی مطرح گردد. رهبران انقلاب نیز تلاش کردند تا علاوه بر ایستادگی و مقاومت در برابر زیادهخواهی بیگانگان، زمینهها و بسترهای زیر سؤال رفتن استقلال کشور را نیز از بین ببرند. یکی از زمینههای زیر سؤال رفتن استقلال، وابستگی در حوزههای اقتصادی مانند تأمین نیازهای اولیه و محصولات اساسی است که میتواند وابستگی در حوزههای دیگر را نیز سبب شود. حضرت امام(ره) عقیده داشتند:
«برای یک مملکت اسلامی این عیب است که در ارزاقش محتاج بشود به خارج، که تهدیدشان کنند که ما نمیدهیم به شما دیگر، در صورتی که ایران زمین دارد الی ماشاءالله، آب هم دارد، برکات آسمانی هم هست.»
یا در جای دیگر فرمودند:
«مملکت ما یک مملکتی است که میتواند صادرکننده باشد. زمین دارد، آب دارد، همه چیز دارد؛ مخازن همه جور دارد و ما میتوانیم که در این امور صادرکننده باشیم و نباید دستمان دراز باشد پیش غیر که به ما گندم بدهید، به ما جو بدهید.»
همچنین ایشان با سیاستهای دوران پهلوی در این زمینه مخالفت کرده و آن را ازبینبرندۀ استقلال کشور و در راستای تأمین منافع کشورهای استکباری دانستند:
«از آن طرف، با اسم ملیکردن جنگلها، ملیکردن مراتع، ملیکردن آبها، ملیکردن رودخانهها، آبهای زیرزمینی، تمام جاهای خوب را به شرکتهای بزرگ آمریکایی یا صهیونیستی یا انگلیسی دادند.»
در این منطق، حضرت امام(ره) بر آبادکردن زمین بهویژه زمینهای کشاورزی تأکید ویژهای کردند تا وابستگی کشور در نیازهای اصلی همچون غذا برطرف شود و زمینههای استقلال واقعی کشور فراهم گردد. ایشان حتی تعابیر جالبی برای عدم استفاده از ظرفیتهای کشور داشتند و آن را مصداق هدررفت منابع میدانستند:
«مملکتی که هم آب داشت و هم زمین، آبها را به هدر میدادند و زمینها هم بدون استفاده مانده بود. باید مردم سعی کنند که آبها به هدر نرود و از زمینها استفاده کنند؛... این آب اگر خرج این زمین میشد و این زمین آباد میشد، برای صد میلیون جمعیت میتوانست، ایران ارزاق بدهد. نه اینکه حالا که سیوپنج میلیون است نتواند خودش را اداره کند.»
این موضوع بهحدی جدی بود که ایشان حتی توسعه و افزایش تولیدات کشاورزی را اولویت توسعۀ کشور میدانستند:
«توجه به بازسازی مراکز صنعتی نباید کوچکترین خللی بر ضرورت رسیدن به امر خودکفایی کشاورزی وارد آورد، بلکه اولویت و تقدم این امر باید محفوظ بماند و مسئولین بیشتر از گذشته خود را مکلف به اجرای آن سازند و در امر احیای اراضی و مهار آبها و ایجاد سدها و تشویق کشاورزان و دامداران و استفادۀ هرچه بیشتر از نعمتهای بیکران الهی تلاش نمایند که مطمئناً خودکفایی در کشاورزی مقدمهای است برای استقلال و خودکفایی در زمینههای دیگر»
در دوران پیش از انقلاب علاوه بر تبعیض و نابرابری، محرومیت گستردهای نیز در بسیاری از مناطق کشور حکمفرما بود. حضرت امام(ره) در توصیف شرایط آن روزها میفرمایند:
«بعض دهاتش هست که آب خوردنی ندارند؛ از یک فرسخی باید بروند از یک آبانباری که آب جمع شده است در آن از زمستان بهواسطۀ بارانها، از آنجا آب بیاورند.»
یا در جای دیگر میفرمایند:
«بهحَسَب روزنامۀ اطلاعات که در چند وقت پیش از این نوشته بود یا کیهان نوشته بود به اینکه از بیآبی صبح که میشود بچه که چشمشبه هم، بهواسطۀ تراخم [چسبیده] شده، با بول چشم این را باز میکنند!»
رهبر انقلاب (مدظله) نیز شرایط آن دوران را اینگونه توصیف میکنند:
«روستاها خراب، بدون جاده و راه، بدون آب، بدون برق، بدون امکانات و بدون کار تولیدىِ بهدردبخور؛ شهرها دچار انواع و اقسام اشکالات و اوضاع کشور، کلًا نابسامان... در همان شهرها مردمی بودند که اولیات زندگی برایشان وجود نداشت؛ یعنی فقر بهمعنای تلخ و سیاه، مسئلۀ آنوقت در آنجا بود؛ نه جادهای، نه آبی، نه برقی، نه در تابستان وسیلۀ خنککنندهای مردم آنجا اینطور محروم شدند.»
یا در جای دیگر میفرمایند:
«در رژیم طاغوت بیشترین خدمات و درآمدهای کشور در اختیار گروه کوچکی از پایتختنشینان یا همسانان آنان در برخی دیگر از نقاط کشور بود. مردم بیشتر شهرها بهویژه مناطق دوردست و روستاها در آخر فهرست و غالباً محروم از نیازهای اوّلیّۀ زیرساختی و خدمترسانی بودند.»
جهت خرید این شماره و مطالعه کامل این مقاله کلیک کنید.