ما نیاز داریم بیش از پیش مقاومت و مسائل مرتبط با آن و از جمله دیگری آن را، در قامت یک امر اجتماعی درک کنیم. پاسخ دادن به این نیاز ایده کلی سه شماره از فصلنامه نامه جمهور است که به ابعاد مختلف مسئله مقاومت پرداخته است. در این ویژهنامه اما در امتداد خط پیشین میخواهیم این بحث را پیبگیریم که یکی از مهمترین وجوه پدیده پیچیده و چند وجهی اسرائیل به عنوان یک بعد مهم از دیگریِ در برابر ایده و نیروی مقاومت، اقتصاد سیاسی آن است. بُعدی از این پدیده که در سایه دیگر ابعاد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
ابعادی از پدیده اسرائیل، نظامی است: اسرائیل یک پادگان و پایگاه نظامی بزرگ برای ایالات متحده و ناتو در منطقه ماست. پایگاهی که 40 برابر از بزرگترین پایگاه نظامی درون ایالات متحده بزرگتر است و نزدیک به 100 برابر از بزرگترین پایگاه در خارج از ایالات متحده وسعت بیشتری دارد. علاوه بر آن، ابعادی مهمی از ماهیت این ساختار، سیاسی است: یک دولت-ملت دستساز؛ شبهدولتی که با جنگ، مسیر دولتسازی را طی میکند. شبهدولتی که مهمترین کارکرد آن جنگیدن با دیگر کشورها و تأمین زیرساختهای مورد نیاز برای جنگ در محدوده سرزمینی خود است. همچنان که بخش مهمی از زیرساختهای این سازه مجعول، نهادها و سازوکارهای امنیتی است. از منظر امنیتی اسرائیل حامل چکیدهای از آخرین ابزارها و خطمشیها برای اجرای سیاستهای انضباطی و نظارتی توسط دولت مدرن است. ما اغلب اسرائیل را این چنین میفهمیم: نظامی، سیاسی، امنیتی. اینها سه بُعد مهم آن هستند اما منظرهای مهمتر دیگری هم هستند که درک ما را از اسرائیل و در پی آن از مقاومت، متفاوت میکنند. یکی از مهمترینِ این منظرها، که کمتر به نزاع میان اسرائیل و مقاومت از آن نگریسته شده، اقتصاد سیاسی این رژیم است.