سحرگاه 24 ام خرداد، ناگهان در آسمان تهران آتش افروخته شد و صدای انفجارهای پیاپی خواب را از مردمان تهران به سرقت برد. آن شب آغازگاه وضعیتی جدیدی بود که شهر را در دچار گسست و تعلیق کرد. تعلیق در ساختارهای نظم بخش به زندگی روزمره مهمترین ویژگی رخدادها است. تعلیق نظم، وضعیتی است که در آن تمامی ضرورتهای پیشین معلق میشوند و امکانهای جدیدی برای حیات، مناسبات جمعی و سیاست ظهور مییابد. نظم پیشین که خود را در قامت نهادها، ساختارها، رویههای حقوقی و مناسبات جمعی نشان میدهد برای وضعیت عادی و بهنجار تعریف شده است؛ چنین نظمی امکان تداوم در رخداد را ندارد مگر آنکه به تعلیق در بیاید و یا نظمی جدید که با اقتضائات رخداد همخوانی دارد جایگزین آن گردد.
جنگ غرشی مهیب است که مواجههای متفاوتی را رقم میزند. هم ناقوس مرگ است و هم زندگی، گاهی ترس و وحشت میآفریند و گاهی حماسه و سلحشوری. تفاوت در مواجهات با رخدادهایی همچون جنگ، امکانهای رخداد را بر میسازند. رخداد تعلیق در نظم ایجاد میکند و تعلیق امکان فراروی را مهیا میکند. فراروی از نظم پیشین لازمهاش نحوی از زیستن بر اساس حماسه و پشت کردن به ترس است، زیستن در لحظه حماسه ارادهها را بر مبنای فضایل عام بشری تقویم می کند و موجودیت اجتماعی جدیدی بر میسازد که بر مبنای اراده جمعی امکان ساخت سرنوشتی برای آینده را برای خود مقدر میکند.